کاهش غافلگیرکننده پس از سقوط نفت
پس از افت شدید قیمت جهانی نفت، نرخ بدون انتظار بازار کاهش یافت. توضیح رسمی این بود که سقوط نفت شوک بزرگی به اقتصاد کاناداست و باید در برابرش بیمه گرفت.
دلار کانادا به شدت ریختتصمیم نرخ بهره دلار کانادا، ارزی که همزمان به نفت هم وابسته است
پس از افت شدید قیمت جهانی نفت، نرخ بدون انتظار بازار کاهش یافت. توضیح رسمی این بود که سقوط نفت شوک بزرگی به اقتصاد کاناداست و باید در برابرش بیمه گرفت.
دلار کانادا به شدت ریختدر فاصله کوتاهی چند کاهش اضطراری انجام شد و نرخ به نزدیکی صفر رسید. برای نخستین بار در تاریخ این بانک، برنامه خرید اوراق اجرا شد.
ابزاری که تا آن زمان لازم نشده بوددوره نرخ نزدیک صفر پایان یافت. هماهنگی زمانی با فدرال رزرو تصادفی نبود و از پیوستگی دو اقتصاد میآمد.
دلار کانادا وارد فاز تقویت شدنرخ یک درصد کامل بالا رفت در حالی که بازار انتظار افزایش کوچکتری داشت. نشان داد این نهاد وقتی لازم بداند از حرکتهای بزرگ ابایی ندارد.
غافلگیری کامل بازارکانادا زودتر از همه کاهش را شروع کرد. دلیلش زنجیره کوتاه اثر بود: فشار وام مسکن زودتر از بقیه کشورها به خانوار رسیده و اقتصاد زودتر کند شده بود.
دلار کانادا تضعیف شددر نشستهایی که تصمیم مطابق انتظار بوده، تجربه نشان داده تقریبا همه حرکت روز از همین نشست خبری آمده است.
چهل و پنج دقیقه پس از بیانیهبانک مرکزی کانادا سیاست پولی این کشور را تعیین میکند و سالی هشت تاریخ اعلامشده برای تصمیم نرخ بهره دارد. بیانیه ساعت ۱۷:۳۰ به وقت تهران در ماههای تابستان و ۱۸:۳۰ در ماههای زمستان منتشر میشود، و چهل و پنج دقیقه بعد نشست خبری برگزار میشود.
ابزار اصلیاش نرخ هدف وامدهی یکشبه است، یعنی همان نرخی که بانکها با آن به یکدیگر پول یکشبه قرض میدهند. این عدد کف هزینه پول در کل اقتصاد کانادا را میسازد.

یک ویژگی نهادی دارد که در جهان کمنظیر است: هدف تورمیاش هر پنج سال با توافق مشترک دولت و بانک بازنگری و تمدید میشود. در بیشتر کشورها هدف تورمی یا در قانون آمده یا خود بانک مرکزی تعیینش میکند. این رویه مشترک، هم مشروعیت سیاسی میدهد و هم هر پنج سال یک بحث عمومی درباره چارچوب سیاست پولی میسازد.

هدف رسمی بانک مرکزی کانادا، تورم دو درصدی است. ولی کنارش یک محدوده کنترل از یک تا سه درصد هم تعریف شده.
پیامد عملیاش مهم است. تا وقتی تورم داخل آن بازه باشد، فشار برای اقدام فوری کمتر است و بانک مرکزی کانادا میتواند صبر کند و ببیند شوک موقتی بوده یا پایدار. در نظامی که فقط یک نقطه هدف دارد، هر انحراف کوچک باید توضیح داده شود.
این انعطاف برای اقتصادی که به قیمت کالا وابسته است ارزش زیادی دارد. قیمت نفت میتواند در چند ماه تورم را چند دهم درصد جابهجا کند بدون آنکه چیزی در تقاضای داخلی عوض شده باشد. محدوده کنترل اجازه میدهد این نویز نادیده گرفته شود.

دلار کانادا از معدود ارزهایی است که تحلیلش با نگاه به بانک مرکزی بهتنهایی ممکن نیست.
قیمت نفت: کانادا یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان است. بالا رفتن قیمت نفت درآمد ارزی این کشور را بیشتر میکند و تقاضا برای دلار کانادا را بالا میبرد. همبستگی این دو در دورههای پرنوسان نفت بسیار قوی میشود.
اختلاف نرخ بهره: فاصله نرخ کانادا با نرخ آمریکا. چون دو اقتصاد به هم گره خوردهاند و سرمایه آزادانه بین آنها حرکت میکند، بازار این فاصله را با دقت دنبال میکند.
وضعیت اقتصاد آمریکا: بخش بسیار بزرگی از صادرات کانادا به همسایه جنوبی میرود. داده قوی از آمریکا برای اقتصاد کانادا هم خبر خوبی است، حتی وقتی همان داده دلار آمریکا را تقویت میکند.
نتیجه عملی: گاهی بانک مرکزی کانادا تصمیمی میگیرد و دلار کانادا خلاف انتظار حرکت میکند، چون همان روز نفت ریخته یا دادهای از آمریکا آمده. برای دیدن اثر خالص تصمیم، جفتارزهای دلار کانادا با ارزهایی غیر از دلار آمریکا مفیدترند.

یک تفاوت ساختاری مهم میان قلمرو بانک مرکزی کانادا و آمریکا وجود دارد که اثر سیاست پولی را در کانادا بسیار سریعتر میکند: ساختار وام مسکن.
در آمریکا وام مسکن سی ساله با نرخ ثابت رایج است. کسی که ده سال پیش وام گرفته، امروز هم همان نرخ قدیمی را میپردازد و افزایش نرخ بهره هیچ اثری روی پرداخت ماهانهاش ندارد. یعنی سیاست پولی سالها طول میکشد تا به خانوار برسد.
در کانادا وامهای مسکن دوره ثابت کوتاهتری دارند و هر چند سال بازتنظیم میشوند. یعنی هر سال بخش قابل توجهی از وامگیرندگان با نرخ روز روبهرو میشوند. وقتی نرخ بالا رفته باشد، پرداخت ماهانهشان یکباره جهش میکند.
پیامدش این است که زنجیره اثر کوتاه است: تغییر نرخ سیاستی، بازتنظیم وام مسکن، کاهش توان خرید خانوار، کند شدن مصرف و رشد، و از آنجا فشار روی دلار کانادا. برای همین بانک مرکزی کانادا نسبت به فدرال رزرو محتاطتر است و زودتر متوجه اثر تصمیمهایش میشود.
چهار بار در سال، در نشستهای ژانویه و آوریل و ژوئیه و اکتبر، همراه بیانیه یک گزارش کامل هم منتشر میشود که پیشبینیهای بانک از تورم و رشد را دارد. آن نشستها معمولا پرنوسانترند، چون یک منبع اطلاعاتی اضافه وارد بازار میشود.
ویژگی دیگری که در سالهای اخیر اضافه شد، برگزاری نشست خبری پس از هر تصمیم است. پیشتر فقط در نشستهای گزارشدار نشست خبری برگزار میشد. حالا هر بیانیه یک موج دوم دارد که چهل و پنج دقیقه بعد میآید و اغلب از موج اول بزرگتر است.
صورتجلسه هم چند هفته پس از هر نشست منتشر میشود و نشان میدهد بحث میان اعضای شورا چگونه پیش رفته. این هم افزودهای تازه به شفافیت این نهاد است و خودش یک رویداد با تاثیر متوسط.
بیشتر بانکهای مرکزی یک سنجه هسته دارند. بانک مرکزی کانادا سه سنجه جداگانه تعریف کرده و هر سه را با هم میخواند.
منطق پشتش ساده است: هر روش حذف، سوگیری خودش را دارد. اگر فقط اقلام پرنوسان را حذف کنید، ممکن است دقیقا همان اقلامی را کنار بگذارید که پیام تازه دارند. اگر بهجایش میانه توزیع قیمتها را بگیرید، تصویر دیگری میبینید. با داشتن سه سنجه با سه روش متفاوت، اگر هر سه یک جهت را نشان بدهند، اطمینان بیشتری هست.
نتیجه عملی برای معاملهگر: در روز انتشار تورم کانادا، بهجای عدد تیتر، ببینید این سه سنجه چه میگویند. وقتی هر سه بالا بمانند، احتمال لحن سختگیرانه در نشست بعدی بالاست، حتی اگر عدد کل خوب به نظر برسد.
گفته میشود دلار کانادا ارز نفتی است، ولی این رابطه ثابت نیست و دانستن اینکه کی قوی و کی ضعیف میشود، یک مزیت تحلیلی است.
همبستگی وقتی قوی است که منشا حرکت نفت از سمت عرضه باشد، مثلا تصمیم اوپک یا یک اختلال ژئوپلیتیک. در آن حالت درآمد صادراتی کانادا مستقیم عوض میشود و ارز دنبالش میرود.
همبستگی وقتی ضعیف یا معکوس میشود که منشا حرکت از سمت تقاضا و ترس رکود جهانی باشد. در چنین روزهایی نفت میریزد و همزمان سرمایه به دلار آمریکا پناه میبرد. دلار کانادا از هر دو طرف ضربه میخورد و افتش بیشتر از چیزی است که فقط از نفت انتظار میرفت.
عامل سوم، تفاوت میان نفت خام معیار جهانی و نفت سنگین کاناداست که با تخفیف معامله میشود. وقتی ظرفیت خط لوله کم باشد، آن تخفیف بزرگتر میشود و درآمد واقعی کانادا کمتر از چیزی است که قیمت جهانی نشان میدهد.

پس از افت شدید قیمت جهانی نفت، بانک مرکزی کانادا بدون آنکه بازار انتظارش را داشته باشد نرخ را کاهش داد. توضیحش این بود که سقوط نفت یک شوک بزرگ به اقتصاد کاناداست و باید در برابرش بیمه گرفت. دلار کانادا به شدت ریخت. این روشنترین نمونه از پیوند نفت و سیاست پولی در این کشور است.
در فاصله کوتاهی چند کاهش اضطراری انجام شد و نرخ به نزدیکی صفر رسید. همزمان، این نهاد برای نخستین بار در تاریخش برنامه خرید اوراق را اجرا کرد، ابزاری که تا آن زمان به آن نیازی پیدا نکرده بود.
همزمان با فدرال رزرو، چرخه افزایش نرخ آغاز شد و دوره نرخ نزدیک صفر پایان یافت. هماهنگی زمانی این دو نهاد تصادفی نیست و از پیوستگی دو اقتصاد میآید.
بانک مرکزی کانادا نرخ را یک درصد کامل بالا برد، بزرگترین افزایش در یک نشست از سال ۱۹۹۸. بازار انتظار افزایش کوچکتری داشت و غافلگیر شد. این تصمیم نشان داد این نهاد وقتی لازم بداند، از حرکتهای بزرگ ابایی ندارد.
در چرخه بعدی، کانادا نخستین کشور از گروه هفت بود که کاهش نرخ را آغاز کرد. دلیلش همان زنجیره کوتاه اثر بود: فشار وام مسکن زودتر از بقیه کشورها به خانوار رسیده بود و اقتصاد زودتر کند شد. دلار کانادا تضعیف شد.
پس از هر تصمیم، نشست خبری موج دوم حرکت را میسازد. تجربه نشان داده در نشستهایی که تصمیم مطابق انتظار بوده، تقریبا همه حرکت روز از همین نشست خبری آمده است.

در دقایق پیش از بیانیه بانک مرکزی کانادا، حجم روی جفتارزهای دلار کانادا کم میشود. در لحظه بیانیه اسپرد چند برابر میشود و موج اول شکل میگیرد.
موج دوم چهل و پنج دقیقه بعد و با شروع نشست خبری میآید. چون این نشست در میانه سشن نیویورک برگزار میشود، نقدشوندگی بالاست و روندی که شکل میگیرد اغلب تا پایان روز ادامه پیدا میکند.
یک عامل مزاحم هم وجود دارد: اگر همان روز داده مهمی از آمریکا یا خبری از بازار نفت بیاید، تفکیک اثر خالص این نشست سخت میشود. برای دیدن واکنش واقعی به تصمیم، حرکت دلار کانادا را در برابر ارزی غیر از دلار آمریکا بسنجید.

راهنمای کاملتر معامله در این شرایط را در درس معامله در زمان اخبار و منطق پشت سیاست پولی را در درس نرخ بهره در فارکس نوشتهایم. اثر طلا از این نشست غیرمستقیم و کوچک است، چون سهم دلار کانادا در شاخص دلار محدود است.
سه نشانه انتظار بازار را پیش از هر نشست شکل میدهند.
تورم کانادا: ماهانه منتشر میشود و سه سنجه هسته دارد که بانک با هم میخواندشان. وقتی هر سه پایین بیایند، پیام روشن است.
گزارش اشتغال کانادا: اغلب همان جمعهای منتشر میشود که گزارش اشتغال آمریکا هم میآید. برای معاملهگر یعنی جفتارز دلار آمریکا به دلار کانادا در آن روز دوبرابر پرنوسان است.
قیمت نفت: چون درآمد ارزی کشور به آن وابسته است، روند چند هفتهای نفت پیش از نشست، بخشی از ارزیابی بانک را شکل میدهد.
| نشست | ارز | ویژگی متمایز | میزان تاثیر |
|---|---|---|---|
| BOC | دلار کانادا | هدف تورمی با محدوده و پیوند مستقیم با نفت | زیاد |
| FOMC | دلار آمریکا | نمودار نقطهای و اثر جهانی | بسیار زیاد |
| SNB | فرانک سوییس | فقط چهار نشست در سال | زیاد |
| RBA | دلار استرالیا | وابستگی به تقاضای چین و فلزات | زیاد |
ساعت همه این نشستها را در تقویم اقتصادی ببینید و صفحه هر کدام را در فهرست اخبار و گزارشهای مهم بازار جمع کردهایم.
بانک مرکزی کانادا سالی هشت بار تصمیم میگیرد و پس از هر تصمیم نشست خبری دارد، پس هر روز نشست دو موج حرکت میسازد. دلار کانادا را هیچوقت بدون نگاه به نفت و به اقتصاد آمریکا نخوانید، و بدانید که بهخاطر ساختار وام مسکن، سیاست پولی در این کشور سریعتر از آمریکا اثر میکند. بیانیهها روی سایت بانک مرکزی کانادا منتشر میشود.
ساعت ۱۰ صبح به وقت شرق آمریکا، یعنی ۱۷:۳۰ به وقت تهران در ماههای تابستان و ۱۸:۳۰ در ماههای زمستان. نشست خبری چهل و پنج دقیقه بعد شروع میشود.
چون سه نیرو همزمان روی این ارز اثر میگذارند: تصمیم بانک مرکزی، قیمت نفت و وضعیت اقتصاد آمریکا. اگر همان روز نفت ریخته باشد، اثر تصمیم میتواند خنثی یا معکوس شود.
هدف دو درصد است ولی تا وقتی تورم داخل بازه یک تا سه درصد باشد، فشار برای اقدام فوری کمتر است. این انعطاف برای اقتصادی که به قیمت کالا وابسته است ارزش زیادی دارد.
چون وامهای مسکن دوره ثابت کوتاهتری دارند و هر چند سال بازتنظیم میشوند. در آمریکا وام سی ساله با نرخ ثابت رایج است و تغییر نرخ سالها طول میکشد تا به خانوار برسد.
چهار بار در سال، در نشستهای ژانویه و آوریل و ژوئیه و اکتبر. پیشبینیهای بانک از تورم و رشد را دارد و آن نشستها معمولا پرنوسانترند.
رایجترین انتخاب، دلار آمریکا به دلار کاناداست. ولی برای دیدن اثر خالص تصمیم و حذف اثر دلار آمریکا، جفتارزهای دلار کانادا با ین یا یورو تصویر روشنتری میدهند.