تصویب رسمی هدف دو درصدی
فدرال رزرو برای نخستین بار یک هدف عددی برای تورم اعلام کرد و سنجهاش را همین شاخص گذاشت. پیش از آن بازار باید حدس میزد چه سطحی قابل قبول است.
مرجع همه بحثهای سیاست پولی آمریکا شدسنجه تورمی که خود فدرال رزرو آن را معیار رسمی هدف دو درصدی میداند
فدرال رزرو برای نخستین بار یک هدف عددی برای تورم اعلام کرد و سنجهاش را همین شاخص گذاشت. پیش از آن بازار باید حدس میزد چه سطحی قابل قبول است.
مرجع همه بحثهای سیاست پولی آمریکا شدعدد کل این شاخص به بالاترین سطح از اوایل دهه ۱۹۸۰ رسید. همین رقم مسیر افزایشهای سنگین نرخ بهره در ماههای بعد را توجیه کرد.
آغاز سختگیرانهترین دوره سیاست پولی چند دههتورم هسته بالاتر از پیشبینی درآمد، در حالی که بازار امیدوار بود چرخه افزایش نرخ تمام شده باشد.
احتمال افزایش دوباره نرخ بالا رفت و دلار تقویت شدعدد ماهانه هسته به پایینترین سطحش از ۲۰۲۰ رسید و روایت فرود نرم اقتصاد را تقویت کرد، یعنی مهار تورم بدون رکود.
انتظار پایان چرخه افزایش نرخ جدیتر شدگزارش در یک روز تعطیل بازار سهام آمریکا منتشر شد. فقط بازار ارز و بخشی از قراردادهای آتی واکنش نشان دادند.
سهام تا روز کاری بعد صبر کردیک روز پس از آنکه داده رشد اقتصادی نگرانی تورمی ساخته بود، این عدد مطابق انتظار درآمد و بخشی از آن نگرانی جبران شد.
بازار آرام گرفتشاخص PCE نام کوتاه Personal Consumption Expenditures Price Index است، یعنی شاخص قیمت هزینه مصرف شخصی. این سنجه را اداره تحلیل اقتصادی آمریکا (BEA) هر ماه و در اواخر ماه منتشر میکند، ساعت ۱۶:۰۰ به وقت تهران در ماههای تابستان و ۱۷:۰۰ در ماههای زمستان.
آنچه این شاخص را از بقیه سنجههای تورم جدا میکند، یک تصمیم رسمی است: فدرال رزرو در سال ۲۰۱۲ اعلام کرد هدف تورمی دو درصدیاش را با همین شاخص میسنجد، و نه با CPI. یعنی وقتی رئیس فدرال رزرو میگوید تورم هنوز به هدف نرسیده، منظورش دقیقا همین عدد است.

نسخهای که واقعا اهمیت دارد شاخص هسته است، یعنی همان عدد بدون خوراک و انرژی. دلیلش این است که قیمت انرژی به رویدادهای جهانی وابسته است و سیاست پولی روی آن اثری ندارد، ولی روی اجاره و دستمزد و خدمات دارد.

پرسش رایجی که هر ماه تکرار میشود این است: چرا دو شاخص تورم داریم و چرا اعدادشان با هم نمیخواند. سه تفاوت ساختاری پاسخ را میدهند.
CPI فقط چیزی را میشمارد که خانوار مستقیم از جیبش میپردازد. شاخص PCE گستردهتر است و هزینههایی را هم شامل میشود که دیگری بهجای خانوار میپردازد، مثل سهم کارفرما از بیمه درمانی یا هزینههای درمانی که دولت پوشش میدهد. نتیجهاش این است که وزن بخش درمان در PCE بسیار بزرگتر از CPI است.
سبد CPI نسبتا ثابت میماند و هر چند وقت یک بار بهروز میشود. شاخص PCE اما وزنها را با تغییر رفتار مصرف جابهجا میکند. وقتی گوشت گران میشود و خانوار به مرغ روی میآورد، این جابهجایی در PCE دیده میشود و در CPI با تاخیر. همین موضوع باعث میشود شاخص PCE اثر گرانی را ملایمتر ثبت کند.
مسکن حدود یک سوم کل شاخص CPI را میسازد ولی سهمش در PCE بسیار کمتر است. چون مسکن سرسختترین و کندترین جزء تورم است، این تفاوت وزن بهتنهایی بخش بزرگی از فاصله دو عدد را توضیح میدهد.
جمع این سه تفاوت یک نتیجه ثابت دارد: شاخص PCE معمولا چند دهم درصد پایینتر از CPI درمیآید. وقتی تیتر رسانهها میگوید تورم فلانقدر است، ابتدا ببینید کدام شاخص را میگویند.

نکتهای که تازهکارها از دستش میدهند این است که شاخص PCE بخشی از گزارشی بزرگتر به نام درآمد و مخارج شخصی است. یعنی همان روز سه دسته داده با هم منتشر میشود.
تورم هسته مهمترین سطر است و هدف دو درصدی با آن سنجیده میشود.
درآمد شخصی مجموع درآمد خانوارها از دستمزد، سود سرمایه و پرداختهای دولتی را نشان میدهد. این عدد سوخت مصرف ماههای آینده است.
مخارج شخصی نشان میدهد خانوار واقعا چقدر خرج کرده. مصرف حدود دو سوم اقتصاد آمریکا را میسازد، پس این سطر نبض رشد اقتصادی است.
نسبت این دو عدد به هم، نرخ پسانداز را میدهد. وقتی مخارج بالا برود و درآمد جا بماند، نرخ پسانداز افت میکند و این یعنی خانوار دارد ذخیرهاش را میسوزاند. چنین وضعیتی میتواند چند فصل ادامه پیدا کند، ولی پایدار نیست و تحلیلگران آن را نشانه ضعف آینده مصرف میخوانند.

عدد هسته منتشر میشود و بازار آن را با پیشبینی و با هدف دو درصد میسنجد. چون این همان سنجه رسمی است، فاصلهاش تا هدف مستقیم خوانده میشود. نزدیک شدن به هدف یعنی فضای بیشتر برای کاهش نرخ بهره. و در انتها بازده واقعی جابهجا میشود و طلا در جهت معکوس آن حرکت میکند.
ولی یک ویژگی مهم این گزارش، قابل پیشبینی بودنش است. تا زمانی که شاخص PCE منتشر شود، هم CPI و هم PPI همان ماه بیرون آمدهاند. اجزای اصلی شاخص PCE از همین دو منبع ساخته میشوند، پس تحلیلگران میتوانند عدد را با دقت خوبی حدس بزنند.
نتیجه عملی این است که دامنه حرکت در روز انتشار این شاخص معمولا کمتر از روز CPI است. با این حال وقتی عدد از پیشبینی فاصله بگیرد، چون سنجه رسمی است، واکنش میتواند سنگین باشد.
در سالهای اخیر یک زیرمجموعه از این شاخص اهمیت ویژه پیدا کرده: خدمات هسته بدون مسکن. این سنجه، که در بحثهای سیاست پولی زیاد به آن اشاره میشود، خوراک و انرژی و اجاره را کنار میگذارد تا فقط خدماتی بماند که به دستمزد وابستهاند.
منطق پشتش ساده است. سیاست پولی روی قیمت نفت و بر بازار اجاره با تاخیر طولانی اثر میگذارد، ولی روی تقاضای خدمات و از آنجا روی دستمزد نسبتا سریع اثر میکند. پس اگر میخواهید بدانید فشار تورمی واقعا فروکش کرده یا فقط انرژی ارزان شده، همین سطر را نگاه کنید.
نکته دوم، سرعت سه ماهه است. عدد سالانه به اثر پایه وابسته است، یعنی به اینکه دوازده ماه پیش چه رقمی ثبت شده بود. برای دیدن روند واقعی، تحلیلگران میانگین سه ماه اخیر را به نرخ سالانه تبدیل میکنند. این عدد زودتر از رقم سالانه چرخش را نشان میدهد و در بیانیههای بانک مرکزی هم به آن اشاره میشود.
چون شاخص PCE از دادههایی ساخته میشود که پیشتر منتشر شدهاند، میشود پیش از انتشار تصویر تقریبی داشت. سه ورودی اصلی وجود دارد.
اجزای CPI: بخش بزرگی از قیمتهای کالا و بخشی از خدمات، مستقیم از همان دادهها میآید. اگر CPI آن ماه بالاتر از انتظار بوده باشد، احتمال بالاتر بودن این شاخص هم بیشتر است.
اجزای PPI: بعضی خدمات، بهویژه خدمات مالی و بخشی از درمان، از شاخص قیمت تولیدکننده وارد محاسبه میشوند. برای همین در روز انتشار PPI، تحلیلگران بلافاصله برآوردشان از شاخص PCE را بهروز میکنند.
تفاوت وزنها: حتی وقتی هر دو ورودی مطابق انتظار باشند، تفاوت وزن مسکن و درمان میتواند نتیجه را چند دهم درصد جابهجا کند. همین باقیمانده است که گاهی غافلگیری میسازد.
نتیجه عملی برای معاملهگر: اگر روز CPI حرکت بزرگی رخ داده، بخشی از همان اطلاعات تا روز انتشار شاخص PCE در قیمت نشسته است. انتظار تکرار همان حرکت را نداشته باشید.
هدف دو درصد، سالانه است. عدد ماهانهای مثل ۰.۲ درصد اگر دوازده ماه تکرار شود، تقریبا به همان دو درصد سالانه میرسد. مقایسه مستقیم رقم ماهانه با هدف، خطای رایجی است که تصویر را کاملا غلط میکند.
ارقام ماههای قبل در این گزارش بازنگری میشوند. گاهی عدد ماه جاری خوب است ولی ماه قبل به بالا تصحیح شده، و بازار به مجموع این دو واکنش نشان میدهد.
این گزارش هم تورم دارد و هم مخارج. ترکیب تورم پایین با مخارج قوی خبر خوبی است و نشان میدهد اقتصاد بدون فشار قیمتی رشد میکند. ترکیب تورم پایین با مخارج ضعیف اما نشانه سرد شدن تقاضاست و بازار آن را متفاوت میخواند.

فدرال رزرو برای نخستین بار به شکل رسمی یک هدف عددی برای تورم اعلام کرد و سنجهاش را همین شاخص گذاشت. پیش از آن، بازار باید حدس میزد که بانک مرکزی چه سطحی را قابل قبول میداند. از آن روز به بعد، شاخص PCE مرجع همه بحثهای سیاست پولی آمریکا شد.
عدد کل این شاخص به بالاترین سطح از اوایل دهه ۱۹۸۰ رسید. همین رقم بود که مسیر افزایشهای سنگین نرخ بهره را در ماههای بعد توجیه کرد.
در ۲۶ مه ۲۰۲۳ تورم هسته بالاتر از پیشبینی درآمد، در حالی که بازار امیدوار بود چرخه افزایش نرخ تمام شده باشد. احتمال ضمنی افزایش دوباره نرخ در نشستهای بعدی به شکل محسوسی بالا رفت و دلار تقویت شد.
در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۳ عدد ماهانه هسته به پایینترین سطحش از سال ۲۰۲۰ رسید. این رقم روایت فرود نرم اقتصاد را تقویت کرد، یعنی سناریویی که در آن تورم بدون رکود مهار میشود.
در ۲۹ مارس ۲۰۲۴ این گزارش در روزی منتشر شد که بازار سهام آمریکا به مناسبت تعطیلات بسته بود. فقط بازار ارز و بخشی از قراردادهای آتی واکنش نشان دادند و سهام تا روز کاری بعد صبر کرد. این نمونه یک نکته عملی دارد: پیش از هر انتشار، ببینید بازارها آن روز باز هستند یا نه.
در ۲۶ آوریل ۲۰۲۴، یک روز پس از آنکه داده رشد اقتصادی نگرانی درباره تورم را بالا برده بود، عدد شاخص PCE مطابق انتظار درآمد. بازار نفس راحتی کشید و بخشی از نگرانی روز قبل جبران شد. این نمونه نشان میدهد گاهی ارزش یک گزارش در تایید نکردن ترسهای روز قبل است.

در دقایق پیش از انتشار، حجم کم میشود و قیمت در محدودهای باریک آرام میگیرد. در لحظه انتشار اسپرد، یعنی فاصله قیمت خرید و فروش، چند برابر میشود و قیمت در هر دو جهت شلاق میخورد.
تفاوت این روز با روز CPI در دامنه است. چون بازار عدد را از روی دادههای قبلی حدس زده، حرکت معمولا کوچکتر و کوتاهتر است. روند پایدار پس از ۱۵ تا ۳۰ دقیقه شکل میگیرد، وقتی بازار عدد هسته را در کنار مخارج شخصی خوانده باشد.

یک نکته ویژه این گزارش دارد: چون اواخر ماه منتشر میشود، اغلب با آخرین روزهای معاملاتی ماه همپوشانی دارد. در آن روزها صندوقهای سرمایهگذاری پرتفویشان را تراز میکنند و جریانهایی میسازند که هیچ ربطی به خود گزارش ندارد. اگر حرکتی دیدید که با عدد منتشرشده نمیخواند، احتمالا همین جریانها هستند. راهنمای کاملتر را در درس معامله در زمان اخبار نوشتهایم.
| شاخص | منتشرکننده | جایگاه | میزان تاثیر |
|---|---|---|---|
| Core PCE | اداره تحلیل اقتصادی | معیار رسمی هدف دو درصدی فدرال رزرو | زیاد |
| CPI | اداره آمار کار | زودتر منتشر میشود و بازار همان را معامله میکند | بسیار زیاد |
| PPI | اداره آمار کار | تورم در سطح تولیدکننده، ورودی محاسبه PCE | متوسط |
| انتظارات میشیگان | دانشگاه میشیگان | تورمی که مردم انتظارش را دارند | کم |
ترتیب انتشار در هر ماه معنادار است: اول CPI، بعد PPI، و در پایان ماه شاخص PCE. دو گزارش اول ورودی محاسبه سومی هستند و به همین دلیل غافلگیری در گزارش پایانی کمتر است. ساعت دقیق همه اینها را در تقویم اقتصادی ببینید.
شاخص PCE سنجهای است که خود فدرال رزرو با آن قضاوت میشود. دامنه حرکتش در روز انتشار کمتر از CPI است، ولی برای فهمیدن اینکه بانک مرکزی وضعیت را چطور میبیند، دقیقترین عدد موجود است. سطر هسته را بخوانید، خدمات هسته بدون مسکن را هم نگاه کنید، و مخارج شخصی را نادیده نگیرید. داده رسمی روی سایت اداره تحلیل اقتصادی آمریکا منتشر میشود. فهرست رویدادهای مهم دیگر را هم در صفحه اخبار و گزارشهای مهم بازار جمع کردهایم.
اواخر هر ماه، ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت شرق آمریکا. این ساعت برابر است با ۱۶:۰۰ به وقت تهران در ماههای تابستان و ۱۷:۰۰ در ماههای زمستان.
چون دامنه پوشش گستردهتری دارد و وزنهایش با تغییر رفتار واقعی مصرف جابهجا میشود. به نظر بانک مرکزی، این روش تصویر دقیقتری از هزینه واقعی زندگی میدهد.
سه دلیل ساختاری دارد: دامنه پوشش گستردهتر، وزندهی متغیر که اثر گرانی را ملایمتر ثبت میکند، و سهم بسیار کمتر مسکن در سبد.
هسته. عدد کل شامل خوراک و انرژی است که پرنوساناند و سیاست پولی رویشان اثری ندارد. هدف دو درصدی هم بر پایه سنجهای است که روند زیربنایی را نشان میدهد.
چون تا زمان انتشارش، هم CPI و هم PPI همان ماه بیرون آمدهاند و اجزای اصلی این شاخص از همان دو ساخته میشوند. تحلیلگران عدد را با دقت خوبی حدس میزنند و غافلگیری کمتر است.
مصرف حدود دو سوم اقتصاد آمریکا را میسازد. اگر مخارج شخصی ضعیف باشد، حتی با تورم مطلوب، بازار آن را نشانه کند شدن رشد میخواند و سناریوی کاهش نرخ بهره را جدیتر میگیرد.