تعیین کف نرخ برای دفاع از صادرات
در اوج بحران بدهی اروپا، سرمایه به فرانک هجوم آورد. بانک اعلام کرد اجازه نمیدهد یورو به فرانک زیر سطح مشخصی برود و برای دفاع از آن، هر مقدار لازم ارز میخرد.
فرانک ناگهان تضعیف شد و سطح سه سال محترم ماندبانک مرکزی فرانک، با سابقه تصمیمهای ناگهانی که یک بار بازار را در چند دقیقه شکست
در اوج بحران بدهی اروپا، سرمایه به فرانک هجوم آورد. بانک اعلام کرد اجازه نمیدهد یورو به فرانک زیر سطح مشخصی برود و برای دفاع از آن، هر مقدار لازم ارز میخرد.
فرانک ناگهان تضعیف شد و سطح سه سال محترم ماندهمان کف بدون هیچ هشداری برداشته شد، چند روز پس از آنکه مقامها بر تعهدشان تاکید کرده بودند. نقدشوندگی از بین رفت و حسابهای زیادی به مانده منفی رسیدند.
فرانک در چند دقیقه دهها درصد جهش کردنرخ سیاستی به منفی ۰.۷۵ درصد رسید تا نگهداشتن فرانک هزینه داشته باشد. با این حال فرانک در همه آن سالها زیر فشار تقویت ماند.
نیروی پناهگاه امن، قویتر از نرخ منفینرخ به شکل غافلگیرکنندهای بالا رفت، در حالی که بازار انتظار داشت این نهاد پس از بانک مرکزی اروپا اقدام کند.
فرانک جهش کردباز هم زودتر از بقیه حرکت کرد و پیش از بانک مرکزی اروپا و فدرال رزرو، چرخه کاهش را آغاز کرد.
فرانک تضعیف شددر تقریبا هر بیانیه، عبارتی درباره آمادگی برای فعالیت در بازار ارز تکرار میشود. تغییر لحن همین جمله، حتی بدون تغییر نرخ، بارها فرانک را جابهجا کرده است.
جملهای که به اندازه عدد وزن داردبانک ملی سوییس بانک مرکزی این کشور است و سیاست پولی فرانک را تعیین میکند. برخلاف بانکهای مرکزی بزرگ دیگر که سالی هشت بار جلسه دارند، این نهاد فقط چهار ارزیابی سیاست پولی در سال برگزار میکند: مارس، ژوئن، سپتامبر و دسامبر. بیانیه ساعت ۱۱:۰۰ به وقت تهران در ماههای تابستان و ۱۲:۰۰ در ماههای زمستان منتشر میشود.
ویژگی دوم که کمتر جایی گفته میشود، اندازه هیئت تصمیمگیر است: فقط سه نفر. فدرال رزرو دوازده رایدهنده دارد و بانک انگلستان نه نفر، ولی سیاست پولی سوییس با اجماع سه عضو هیئت مدیره تعیین میشود. تصمیمگیری متمرکزتر یعنی امکان چرخشهای سریع و غافلگیرکننده.

نکته سومی هم هست که در جهان بینظیر است: بانک ملی سوییس یک شرکت سهامی است و سهامش در بورس این کشور معامله میشود. بخش عمده سهام در اختیار کانتونها و بانکهای کانتونی است و بخش کوچکی هم دست سرمایهگذاران خصوصی. استقلال سیاست پولیاش محفوظ است، ولی ساختار مالکیتش با هیچ بانک مرکزی دیگری شبیه نیست.

بیشتر بانکهای مرکزی رسما نرخ ارز را هدف نمیگیرند. بانک ملی سوییس عکس این را میگوید و صریحا اعلام میکند در صورت لزوم در بازار ارز فعال میشود.
نرخ سیاستی ابزار متعارف است. در سوییس این نرخ سالها منفی بود و در دورهای پایینترین نرخ بهره جهان را ثبت کرد.
مداخله در بازار ارز ابزار دوم است و همانقدر اهمیت دارد. این نهاد با پول تازه ارز خارجی میخرد تا جلوی تقویت بیش از حد فرانک را بگیرد. نتیجهاش ذخایر ارزی عظیمی است که نسبت به اندازه اقتصاد سوییس، از بزرگترینهای جهان است. بخش بزرگی از این ذخایر در سهام و اوراق خارجی سرمایهگذاری شده، پس بانک ملی سوییس عملا به یکی از بزرگترین سرمایهگذاران نهادی جهان تبدیل شده است.
نتیجه عملی برای معاملهگر: در بیانیههای این بانک، جمله مربوط به نرخ ارز را با همان دقتی بخوانید که عدد نرخ بهره را میخوانید. گاهی تغییر لحن آن جمله، بیشتر از تصمیم نرخ حرکت میسازد.

پیش از پرداختن به تصمیمهای بانک ملی سوییس، باید دید چرا فرانک اصلا اینقدر پرتقاضاست. سه ویژگی ساختاری آن را به یکی از دو ارز پناهگاه جهان تبدیل کردهاند.
ثبات سیاسی: سوییس سابقه طولانی بیطرفی و ثبات نهادی دارد. در هر بحران جهانی، سرمایه به سمتش حرکت میکند بدون آنکه اتفاقی در خود سوییس افتاده باشد.
تورم پایین: یکی از پایینترین نرخهای تورم جهان. قدرت خرید فرانک در بلندمدت بهتر از تقریبا هر ارز دیگری حفظ شده و همین آن را برای نگهداری بلندمدت جذاب میکند.
مازاد حساب جاری: سوییس بیشتر از آنچه وارد میکند صادر میکند و درآمد سرمایهگذاری خارجی بالایی دارد. این یعنی جریان ورودی دائمی ارز که باید به فرانک تبدیل شود.
جمع این سه یک نتیجه دارد: فرانک دائما زیر فشار تقویت است. و همینجاست که مشکل بانک مرکزی شروع میشود.

یک بحران جهانی رخ میدهد و سرمایه از داراییهای پرریسک به فرانک پناه میبرد. فرانک بدون هیچ تغییری در اقتصاد سوییس گران میشود. ساعت، دارو، ماشینآلات دقیق و خدمات مالی سوییسی برای خریدار خارجی گرانتر میشوند. و در نهایت بانک مرکزی برای کند کردن این روند، یا نرخ را پایین میآورد یا ارز خارجی میخرد.
پس فرانک قوی همزمان پاداش ثبات سوییس و هزینه صادرکنندگانش است. صادرات سهم بزرگی از اقتصاد این کشور دارد و برای همین نرخ ارز، بهجای آنکه پیامد سیاست پولی باشد، خودش به یکی از اهداف تبدیل شده.
کانال دوم اثر، تورم است. سوییس بیشتر انرژی و بخشی از غذایش را وارد میکند. فرانک قوی واردات را ارزان میکند و تورم را پایین میآورد. در دورهای که همه اقتصادهای بزرگ با تورم بالا میجنگیدند، سوییس تا حد زیادی از آن در امان ماند و بخشی از دلیلش همین بود.
بیشتر بانکهای مرکزی یک عدد مشخص را هدف میگیرند، مثلا دو درصد. بانک ملی سوییس اما ثبات قیمتها را به شکل تورم کمتر از دو درصد ولی بالاتر از صفر تعریف میکند.
تفاوت ظریف ولی مهم است. وقتی هدف یک محدوده باشد و نه یک نقطه، تورم یک درصدی هم کاملا قابل قبول است و نیازی به اقدام ندارد. در آمریکا یا منطقه یورو، تورم یک درصدی نگرانیآور خوانده میشود و فشار برای کاهش نرخ میسازد.
پیامد عملی برای معاملهگر این است که واکنش این نهاد به داده تورم سوییس، ملایمتر از واکنش بانکهای مرکزی دیگر به دادههای مشابه است. تورم سوییس هم بهطور تاریخی بسیار پایینتر از بقیه بوده، تا حدی بهخاطر همان فرانک قوی که واردات را ارزان نگه میدارد.
سه نشانه انتظار بازار را پیش از هر ارزیابی سیاست پولی شکل میدهند.
سطح فرانک: مهمترین متغیر. هرچه فرانک قویتر شده باشد، احتمال لحن نگرانتر یا اشاره صریحتر به آمادگی برای فعالیت در بازار ارز بیشتر است.
تورم سوییس: ماهانه و در روزهای نخست ماه منتشر میشود. چون این عدد بهطور تاریخی پایین است، حتی تغییرهای کوچکش برای این نهاد معنا دارد.
تصمیم بانک مرکزی اروپا: منطقه یورو بزرگترین شریک تجاری سوییس است. اگر بانک مرکزی اروپا نرخ را کاهش بدهد و بانک ملی سوییس ثابت بماند، فرانک خودبهخود تقویت میشود. برای همین تصمیمهای این دو نهاد را باید کنار هم خواند.

در اوج بحران بدهی اروپا، سرمایه به فرانک هجوم آورد و ارز به سطحی رسید که صادرکنندگان سوییسی را فلج میکرد. بانک ملی سوییس اعلام کرد حاضر نیست اجازه بدهد جفتارز یورو به فرانک زیر سطح مشخصی برود و برای دفاع از آن سطح، به هر مقدار که لازم باشد ارز میخرد. فرانک بلافاصله تضعیف شد و آن سطح برای بیش از سه سال محترم ماند.
در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵ و بدون هیچ هشدار قبلی، همان کف برداشته شد. تنها چند روز پیشتر مقامهای این نهاد بر تعهدشان به آن سطح تاکید کرده بودند.
نتیجه یکی از شدیدترین حرکتهای تاریخ بازار ارز بود. فرانک در چند دقیقه دهها درصد جهش کرد، نقدشوندگی عملا از بین رفت و قیمتها با شکافهای بزرگ اجرا شدند. حد ضررهای بیشماری در قیمتهایی بسیار بدتر از آنچه ثبت شده بودند پر شدند و حسابهای زیادی به مانده منفی رسیدند. چند کارگزار بزرگ ورشکست شدند یا به کمک مالی اضطراری نیاز پیدا کردند.
درس این روز برای هر معاملهگری ماندگار است: تعهد یک بانک مرکزی فقط تا روزی که آن تعهد وجود دارد معتبر است، و ریسک واقعی همیشه در لحظهای است که هیچکس انتظارش را ندارد. همین رویداد بود که مفهوم حفاظت از مانده منفی را در صنعت کارگزاری به یک استاندارد تبدیل کرد.
پس از برداشتن کف، این نهاد نرخ سیاستی را به منفی ۰.۷۵ درصد رساند، پایینترین رقم در جهان. هدف این بود که نگهداشتن فرانک هزینه داشته باشد و جذابیتش کم شود. با این حال فرانک در همه آن سالها زیر فشار تقویت ماند، که نشان میدهد نیروی پناهگاه امن بودن چقدر قوی است.
در ژوئن ۲۰۲۲ بانک ملی سوییس نرخ را به شکل غافلگیرکنندهای بالا برد، در حالی که بازار انتظار داشت صبر کند و پس از بانک مرکزی اروپا اقدام کند. این بار غافلگیری در جهت تقویت فرانک بود و ارز جهش کرد.
باز هم زودتر از بقیه حرکت کرد و پیش از بانک مرکزی اروپا و فدرال رزرو، چرخه کاهش نرخ را آغاز کرد. فرانک تضعیف شد و بازار یک بار دیگر یادآوری شد که این نهاد از حرکت مستقل ابایی ندارد.
در تقریبا هر بیانیه، عبارتی درباره آمادگی برای فعالیت در بازار ارز تکرار میشود. تغییر لحن همین جمله، حتی بدون تغییر نرخ، بارها فرانک را جابهجا کرده است.

نشستهای بانک ملی سوییس فقط چهار بار در سال برگزار میشوند، پس هر بیانیه سه ماه انتظار انباشته را آزاد میکند. دامنه حرکت به همین دلیل از نشستهای بانکهای مرکزی پرتکرارتر بزرگتر است.
در دقایق پیش از انتشار، حجم روی جفتارزهای فرانک کم میشود. در لحظه بیانیه اسپرد چند برابر میشود و قیمت جهش میکند. موج دوم با نشست خبری میآید، جایی که جزئیات ارزیابی و لحن مربوط به نرخ ارز روشن میشود.

یک توصیه جدی درباره جفتارزهای فرانک: حد ضرر ذهنی هیچ کاربردی ندارد و حتی حد ضرر ثبتشده هم در شرایط حدی تضمین اجرا در همان قیمت را ندارد. تنها دفاع واقعی، کوچک نگهداشتن حجم است. راهنمای کاملتر را در درس معامله در زمان اخبار و منطق نرخ بهره را در درس نرخ بهره در فارکس نوشتهایم.
هر دو ارز پناهگاه شمرده میشوند ولی سازوکارشان فرق دارد و دانستن این تفاوت به تحلیل بهتر کمک میکند.
فرانک بهخاطر ویژگیهای ذاتی سوییس تقاضا دارد: ثبات، تورم پایین و مازاد حساب جاری. تقاضا برای آن در بحرانها بیشتر میشود چون سرمایه دنبال جای امن میگردد.
ین بیشتر بهخاطر نقشش در معامله حملی تقویت میشود. در بحران، سرمایهگذاران پوزیشنهای پرریسکی را که با ین ارزان تامین مالی کرده بودند میبندند و برای بستنشان باید ین بخرند.
نتیجه عملی: در بحرانی که ریشهاش نقدینگی و اهرم باشد، ین واکنش شدیدتری نشان میدهد. در بحرانی که ریشهاش ریسک سیاسی یا اعتباری باشد، فرانک جلوتر میافتد. طلا هم در همین دسته قرار میگیرد و اغلب همراه فرانک حرکت میکند.
| نشست | تعداد در سال | ویژگی متمایز | میزان تاثیر |
|---|---|---|---|
| SNB | چهار | هیئت سهنفره و مداخله علنی در بازار ارز | زیاد |
| FOMC | هشت | نمودار نقطهای و نشست خبری جداگانه | بسیار زیاد |
| ECB | هشت | سه نرخ جداگانه، ماموریت تکهدفی | بسیار زیاد |
| BOE | هشت | شمارش آرا همان لحظه منتشر میشود | بسیار زیاد |
ساعت همه این نشستها را در تقویم اقتصادی ببینید و صفحه هر کدام را در فهرست اخبار و گزارشهای مهم بازار جمع کردهایم.
بانک ملی سوییس با سه عضو تصمیم میگیرد، سالی چهار بار جلسه دارد و برخلاف بقیه، نرخ ارز را آشکارا هدف قرار میدهد. جمله مربوط به بازار ارز را همیشه بخوانید، بدانید که هر نشست وزن سه ماه انتظار را دارد، و ژانویه ۲۰۱۵ را فراموش نکنید. بیانیهها روی سایت بانک ملی سوییس منتشر میشود.
ساعت ۹:۳۰ صبح به وقت زوریخ، یعنی ۱۱:۰۰ به وقت تهران در ماههای تابستان و ۱۲:۰۰ در ماههای زمستان. فقط چهار بار در سال برگزار میشود.
چون فرانک پناهگاه امن است و در هر بحران جهانی بدون دلیل داخلی تقویت میشود. فرانک بیش از حد قوی، صادرات سوییس را که سهم بزرگی از اقتصاد دارد فلج میکند.
کف نرخی که بیش از سه سال از آن دفاع میشد، بدون هشدار برداشته شد. فرانک در چند دقیقه دهها درصد جهش کرد، نقدشوندگی از بین رفت و چند کارگزار بزرگ ورشکست شدند یا به کمک اضطراری نیاز پیدا کردند.
ساختار تاریخی این نهاد چنین است. تصمیمگیری متمرکزتر یعنی امکان چرخش سریعتر، و همین یکی از دلایلی است که این بانک بیش از بقیه سابقه غافلگیری دارد.
چون سالها برای جلوگیری از تقویت فرانک، ارز خارجی خریداری شده. بخش بزرگی از این ذخایر در سهام و اوراق خارجی سرمایهگذاری شده و این نهاد را به یکی از بزرگترین سرمایهگذاران نهادی جهان تبدیل کرده است.
بستگی به جنس بحران دارد. در بحران نقدینگی و اهرم، ین واکنش شدیدتری نشان میدهد چون معامله حملی بسته میشود. در بحران ریسک سیاسی یا اعتباری، فرانک معمولا جلوتر میافتد.