عبور از سقف چهل ساله
عدد سالانه ۸.۶ درصد منتشر شد، بالاترین رقم از سال ۱۹۸۱. بازار انتظار شروع کاهش تورم را داشت و خلافش را دید. چند روز بعد فدرال رزرو نرخ را ۰.۷۵ درصد بالا برد.
سهام ریخت و دلار جهش کردمهمترین سنجه تورم آمریکا و سوخت اصلی انتظارات بازار از مسیر نرخ بهره
عدد سالانه ۸.۶ درصد منتشر شد، بالاترین رقم از سال ۱۹۸۱. بازار انتظار شروع کاهش تورم را داشت و خلافش را دید. چند روز بعد فدرال رزرو نرخ را ۰.۷۵ درصد بالا برد.
سهام ریخت و دلار جهش کردبالاترین رقم کل این چرخه. بازار برای مدتی حتی به سناریوی افزایش یک درصدی نرخ بهره در نشست بعدی قیمت داد.
بازده اوراق کوتاهمدت جهش کردعدد کل پایین آمد ولی هسته بالاتر از انتظار درآمد. بازار به هسته وزن داد، و همین بهترین درس درباره خواندن هسته در کنار عدد تیتر است.
شاخص S&P 500 بیش از ۴ درصد ریختعدد ۷.۷ درصد در برابر انتظار ۷.۹ درصد. فاصله ناچیز بود ولی کافی بود تا بازار سناریوی کند شدن افزایش نرخ را بخرد.
بزرگترین جهش روزانه سهام آن سالعدد سالانه به ۳ درصد رسید، پایینترین سطح از مارس ۲۰۲۱. بازار پایان چرخه افزایش نرخ را نزدیک دید.
دلار تضعیف شد و طلا بالا رفتعدد ماهانه منفی ۰.۱ درصد منتشر شد. انتظار بازار برای شروع کاهش نرخ بهره در نشست سپتامبر عملا قطعی شد.
بازده اوراق کوتاهمدت به شدت پایین آمدگزارش CPI نام کوتاه Consumer Price Index است، یعنی شاخص قیمت مصرفکننده. این شاخص را اداره آمار کار آمریکا (BLS) هر ماه منتشر میکند و نشان میدهد قیمت سبدی از کالا و خدمات که خانوار شهری آمریکا میخرد، نسبت به ماه گذشته و نسبت به سال گذشته چقدر تغییر کرده است. انتشار آن حدود روز دهم تا پانزدهم هر ماه است، ساعت ۱۶:۰۰ به وقت تهران در ماههای تابستان و ۱۷:۰۰ در ماههای زمستان.
سبد مرجع از یک نظرسنجی گسترده مخارج خانوار ساخته میشود و هر جزء وزن خودش را دارد. آمارگیران هر ماه قیمت دهها هزار قلم را در فروشگاههای واقعی و از ارائهدهندگان خدمات جمع میکنند، و از همینجاست که یک عدد واحد بیرون میآید.

اهمیت این عدد از ماموریت فدرال رزرو میآید. بانک مرکزی آمریکا هدف تورمی دو درصد دارد و ابزارش برای رسیدن به آن، نرخ بهره است. هر عددی که تورم را نشان بدهد، مستقیم روی انتظار بازار از مسیر نرخ بهره اثر میگذارد و همان انتظار است که قیمت دلار، طلا، اوراق خزانه و شاخصهای سهام را میسازد.
در هر گزارش CPI دو عدد اصلی منتشر میشود و تفاوتشان را باید بشناسید.

تورم کل همه سبد را میگیرد، از جمله بنزین و مواد غذایی. این همان چیزی است که خانوار در زندگی روزمره حس میکند. عیبش این است که قیمت انرژی به رویدادهای جهانی وابسته است و ماه به ماه بالا و پایین میپرد، پس تصویر روشنی از روند نمیدهد.
تورم هسته خوراک و انرژی را کنار میگذارد. منطقش این است که سیاست پولی روی قیمت جهانی نفت اثری ندارد، ولی روی اجاره و دستمزد و خدمات دارد. برای همین فدرال رزرو به هسته وزن بیشتری میدهد و بازار هم در دورههایی که عدد کل و هسته با هم نمیخوانند، سراغ هسته میرود.
هر کدام از این دو، هم به شکل ماهانه و هم سالانه منتشر میشوند. عدد ماهانه تغییر لحظهای را نشان میدهد و عدد سالانه روند را. در روزهای انتشار، بازار معمولا هر چهار عدد را در یک نگاه میخواند و به هر کدام که از پیشبینی فاصله بیشتری داشته باشد واکنش نشان میدهد.

بزرگترین جزء، مسکن است که حدود یک سوم کل شاخص را میسازد. این بخش با اجارهبها و با مفهومی به نام اجاره معادل مالکان سنجیده میشود، یعنی برآوردی از اینکه مالک اگر میخواست خانه خودش را اجاره کند چقدر میگرفت. نکته مهم اینجاست که این جزء با تاخیر چند ماهه بازار واقعی مسکن را دنبال میکند، پس وقتی اجارهها در بازار پایین میآید، اثرش ماهها بعد در گزارش CPI دیده میشود.
گروه دوم خدمات است: درمان، حمل و نقل، بیمه و تفریح. این بخش به دستمزد گره خورده و به همین دلیل سرسختترین قسمت تورم است. تحلیلگران زیرمجموعهای از آن را با نام خدمات هسته بدون مسکن جدا میکنند، چون نزدیکترین آینه فشار دستمزد است.
گروه سوم کالا و انرژی است: خودرو، پوشاک، بنزین و انرژی خانگی. سریعترین واکنش را به زنجیره تامین و قیمت جهانی نفت نشان میدهد و بیشترین سهم را در نوسان ماهانه عدد کل دارد.

مسیر اثرگذاری پنج حلقه دارد. عدد منتشر میشود و بازار آن را با پیشبینی میسنجد. تورم بالاتر از انتظار یعنی احتمال بیشتر برای بالا ماندن نرخ بهره. انتظار نرخ بالاتر، بازده اوراق خزانه را بالا میبرد. بازده بالاتر سرمایه را به سمت دارایی دلاری میکشد و شاخص دلار تقویت میشود. و چون طلا سودی نمیپردازد، در برابر بازده واقعی بالاتر عقب مینشیند.
در جهت معکوس هم همین زنجیره کار میکند: تورم پایینتر از انتظار یعنی امید به کاهش نرخ بهره، بازده پایینتر، دلار ضعیفتر و فشار صعودی روی طلا و نقره.
مفهومی که این ماجرا را دقیقتر توضیح میدهد، بازده واقعی است، یعنی بازده اوراق منهای تورم انتظاری. طلا با بازده واقعی رابطه معکوس دارد. وقتی گزارش CPI عددی بالاتر از انتظار میدهد و همزمان بازار انتظار پاسخ سختگیرانه بانک مرکزی را پیدا میکند، بازده واقعی بالا میرود و طلا زیر فشار قرار میگیرد. همین رابطه توضیح میدهد چرا طلا در برخی دورههای تورم بالا سقوط کرد، در حالی که ذهنیت رایج آن را پناهگاه تورم میداند.
در بازار ارز و طلا، رابطه تقریبا همیشه یکسان است. در بازار سهام ماجرا به فضای غالب بستگی دارد.
در دورهای که ترس اصلی بازار تورم باشد، عدد بالای CPI برای سهام بد است، چون نرخ بهره را بالاتر و طولانیتر نگه میدارد و ارزش فعلی سودهای آینده شرکتها را کم میکند. سال ۲۰۲۲ کلاسیکترین نمونه این وضعیت بود.
در دورهای که ترس اصلی رکود باشد، تورم پایینتر به معنای فضای بیشتر برای کاهش نرخ است و سهام از آن استقبال میکند، مگر آنکه عدد آنقدر پایین بیاید که بازار آن را نشانه ضعف تقاضا بخواند. پیش از هر انتشار باید بدانید بازار امروز نگران کدام مورد است.

در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۲ عدد سالانه ۸.۶ درصد منتشر شد، بالاترین رقم از سال ۱۹۸۱. بازار انتظار داشت تورم شروع به کاهش کند و خلاف آن را دید. شاخصهای سهام همان روز به شدت ریختند، دلار جهش کرد و چند روز بعد فدرال رزرو نرخ را به اندازه ۰.۷۵ درصد بالا برد، بزرگترین افزایش در یک نشست از سال ۱۹۹۴.
در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۲ عدد به ۹.۱ درصد رسید. این رقم اوج آن چرخه تورمی بود و بازار برای مدتی به سناریوی افزایش یک درصدی نرخ در نشست بعدی قیمت داد.
در ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۲ عدد کل پایین آمد، ولی تورم هسته بالاتر از انتظار درآمد. بازار به هسته وزن داد و شاخص S&P 500 در یک روز بیش از ۴ درصد سقوط کرد. این نمونه بهترین درس درباره اهمیت خواندن هسته در کنار عدد تیتر است.
در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۲ عدد ۷.۷ درصد در برابر انتظار ۷.۹ درصد منتشر شد. فاصله فقط دو دهم درصد بود، ولی همان کافی بود تا بازار سناریوی کند شدن افزایش نرخ را بخرد. سهام یکی از بزرگترین جهشهای روزانه آن سال را ثبت کرد و دلار به شدت تضعیف شد. این نمونه نشان میدهد اندازه غافلگیری اهمیت دارد و نه بزرگی خود عدد.
در ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۳ عدد سالانه به ۳ درصد رسید، پایینترین سطح از مارس ۲۰۲۱. دلار تضعیف شد و طلا بالا رفت، چون بازار پایان چرخه افزایش نرخ را نزدیک دید.
در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۴ عدد ماهانه منفی ۰.۱ درصد منتشر شد، نخستین کاهش ماهانه از سال ۲۰۲۰. انتظار بازار برای شروع کاهش نرخ بهره در نشست سپتامبر عملا قطعی شد و بازده اوراق کوتاهمدت به شدت پایین آمد.
وقتی گزارش CPI منتشر میشود، رباتهای معاملاتی به عدد تیتر واکنش نشان میدهند و انسانها سراغ جدولهای تفصیلی میروند. سه ردیف زیر همانهایی هستند که در نیم ساعت بعدی جهت واقعی بازار را میسازند.
این زیرمجموعه از تورم هسته، اجاره را هم کنار میگذارد تا فقط خدماتی بماند که به دستمزد وابستهاند: آرایشگاه، تعمیرگاه، رستوران، بیمه و مانند آن. چون دستمزد کندتر از هر چیز دیگری تغییر میکند، این ردیف نشان میدهد فشار تورمی واقعا فروکش کرده یا فقط قیمت انرژی پایین آمده است.
بزرگترین تکردیف کل شاخص. چون بر پایه نمونهگیری از قراردادهای موجود ساخته میشود و قراردادها یکباره عوض نمیشوند، این ردیف با تاخیر شش تا دوازده ماهه بازار واقعی اجاره را دنبال میکند. تحلیلگرانی که این تاخیر را میشناسند، مسیر ماههای آینده گزارش CPI را زودتر از بازار حدس میزنند.
وزن این ردیف کوچک است ولی نوسانش بسیار زیاد، و در سالهای اخیر بارها بهتنهایی عدد ماهانه را جابهجا کرده است. دادههای حراج خودرو پیش از انتشار رسمی در دسترس است، پس بخشی از این ردیف را میشود از قبل حدس زد.
چون واکنش بازار به فاصله عدد از انتظار بستگی دارد، دانستن خود انتظار به اندازه دانستن عدد اهمیت دارد. سه منبع در عمل استفاده میشوند.
نخست، پیشبینی میانگین تحلیلگران که در تقویم اقتصادی کنار هر رویداد نوشته میشود. این همان عددی است که تیتر رسانهها با آن مقایسه میشود.
دوم، انتظار ضمنی بازار آتی نرخ بهره. پیش از انتشار میتوانید ببینید بازار چه احتمالی به تغییر نرخ در نشست بعدی میدهد. جابهجایی این احتمال بلافاصله بعد از انتشار، دقیقترین سنجه از این است که گزارش CPI چقدر جدی گرفته شده است.
سوم، برآوردهای غیررسمی که در ساعتهای پیش از انتشار میان معاملهگران میچرخد و گاهی از پیشبینی رسمی فاصله دارد. وقتی بازار پیش از انتشار روی یک سناریو پوزیشن گرفته باشد، حتی عددی که دقیقا مطابق پیشبینی رسمی باشد میتواند حرکت بسازد، چون آن پوزیشنها بسته میشوند.

الگوی حرکت قیمت در روز انتشار گزارش CPI تقریبا همیشه یک شکل دارد. در دقایق پیش از انتشار حجم کم میشود و قیمت در محدودهای باریک آرام میگیرد. در لحظه انتشار اسپرد، یعنی فاصله قیمت خرید و فروش، چند برابر میشود و قیمت در هر دو جهت شلاق میخورد. بسیاری از حد ضررها در همین چند ثانیه فعال میشوند، حتی وقتی جهت نهایی درست حدس زده شده باشد.
روند پایدار معمولا پس از ۱۵ تا ۳۰ دقیقه شکل میگیرد، وقتی جزئیات جدولها خوانده شده و بازار درباره معنای عدد به جمعبندی رسیده است. لغزش قیمت هم واقعیتی است که باید در محاسبه ریسک بیاید: سفارش شما ممکن است چند پیپ دورتر از قیمتی که دیدهاید اجرا شود.

برای روز انتشار گزارش CPI سه رویکرد رایج وجود دارد و هر سه در جای خودشان درست هستند، به شرط اینکه پیش از انتشار انتخاب شده باشند.
در هر سه حالت دو کار ثابت لازم است: حد ضرر واقعی روی پلتفرم ثبت شده باشد، و حجم پوزیشن نسبت به روز عادی کمتر باشد. راهنمای کاملتر را در درس معامله در زمان اخبار نوشتهایم.
چند سنجه دیگر هم تورم آمریکا را اندازه میگیرند و هر کدام کاربرد خودشان را دارند.
| شاخص | منتشرکننده | تفاوت اصلی | میزان تاثیر |
|---|---|---|---|
| CPI | اداره آمار کار | سبد ثابت خانوار شهری، سریعترین انتشار | بسیار زیاد |
| Core PCE | اداره تحلیل اقتصادی | معیار رسمی هدف دو درصدی فدرال رزرو | زیاد |
| PPI | اداره آمار کار | تورم در سطح تولیدکننده، پیشدرآمد CPI | متوسط |
| انتظارات میشیگان | دانشگاه میشیگان | تورمی که مردم انتظارش را دارند، نه آنچه رخ داده | کم |
تفاوت مهم CPI و PCE در روش وزندهی است. سبد CPI نسبتا ثابت میماند، ولی PCE جانشینی مصرف را در نظر میگیرد، یعنی وقتی گوشت گران میشود و خانوار به مرغ روی میآورد، وزنها را جابهجا میکند. به همین دلیل PCE معمولا عدد پایینتری میدهد. با این حال گزارش CPI زودتر منتشر میشود و بازار همان را معامله میکند. ساعت دقیق همه اینها را در تقویم اقتصادی ببینید.
گزارش CPI پرنوسانترین رویداد ماهانه تقویم اقتصادی در کنار نشست فدرال رزرو است. چهار عدد آن را با هم بخوانید، به هسته وزن بیشتری بدهید، و به یاد داشته باشید که بازار به فاصله عدد از پیشبینی واکنش نشان میدهد. داده رسمی و کامل روی سایت اداره آمار کار آمریکا منتشر میشود. فهرست کامل رویدادهای مهم دیگر را هم در صفحه اخبار و گزارشهای مهم بازار جمع کردهایم.
حدود روز دهم تا پانزدهم هر ماه، ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت شرق آمریکا. این ساعت برابر است با ۱۶:۰۰ به وقت تهران در ماههای تابستان و ۱۷:۰۰ در ماههای زمستان، چون آمریکا ساعت تابستانی دارد و ایران ندارد.
در کوتاهمدت اغلب بد است. عدد بالا یعنی احتمال بالا ماندن نرخ بهره، بازده واقعی بیشتر و دلار قویتر، و هر سه روی طلا فشار میآورند. نقش طلا به عنوان پناهگاه تورم یک اثر بلندمدت است و در واکنش چند ساعته پس از انتشار دیده نمیشود.
هر دو خوانده میشوند، ولی در دورههای نوسان بالا عدد ماهانه وزن بیشتری میگیرد، چون تغییر جهت را زودتر نشان میدهد. عدد سالانه به اثر پایه وابسته است، یعنی به اینکه دوازده ماه پیش چه رقمی ثبت شده بود.
کاهش نرخ تورم یعنی سرعت رشد قیمتها کم شده است. سطح قیمتها همچنان بالاتر از گذشته میماند و فقط با نرخ تورم منفی پایین میآید، که اتفاق نادری است.
خوراک و انرژی. این دو گروه بیشترین نوسان کوتاهمدت را دارند و سیاست پولی روی آنها اثر کمی میگذارد، پس کنار گذاشتنشان روند زیربنایی را روشنتر نشان میدهد.
ارقام فصلیزداییشده یک بار در سال بازنگری میشوند، ولی برخلاف گزارش اشتغال، عدد اصلی هر ماه پس از انتشار تغییر نمیکند. همین موضوع باعث میشود واکنش بازار به آن قطعیتر باشد.