سالهایی که تورم بیش از حد کم بود
تورم سالها زیر هدف ماند و گاهی منفی شد. نگرانی اصلی سیاستگذاران آن روزها کم بودن تورم بود. همین دوره بود که نرخ سپرده منفی و خرید گسترده اوراق شکل گرفتند.
دوره نرخ منفی و ترازنامه بزرگسنجه تورم مشترک بیست کشور یورو و ورودی مستقیم تصمیم بانک مرکزی اروپا
تورم سالها زیر هدف ماند و گاهی منفی شد. نگرانی اصلی سیاستگذاران آن روزها کم بودن تورم بود. همین دوره بود که نرخ سپرده منفی و خرید گسترده اوراق شکل گرفتند.
دوره نرخ منفی و ترازنامه بزرگبا بحران انرژی اروپا، قیمت گاز و برق جهش کرد و تورم با سرعتی بیسابقه بالا رفت. دوران طولانی تورم پایین در چند ماه تمام شد.
یورو زیر فشار و بازده اوراق بالاتورم به اوج تاریخیاش رسید. بانک مرکزی اروپا که تا چند ماه قبل نرخ منفی داشت، وارد سریعترین چرخه افزایش نرخ عمرش شد.
چرخه سریع افزایش نرخ آغاز شدبا ارزان شدن انرژی تورم کل ماه به ماه پایین آمد، ولی تورم خدمات سرسخت ماند و بانک مرکزی لحن سختگیرانهاش را حفظ کرد.
بهترین نمونه اهمیت خواندن سطر خدماتتورم به محدوده هدف نزدیک شد. بانک مرکزی اروپا حتی پیش از فدرال رزرو شروع به کاهش کرد، اتفاقی که در سالهای گذشته کمسابقه بود.
یورو تحت فشار اختلاف نرخآلمان و اسپانیا زودتر منتشر میکنند، بازار واکنش نشان میدهد، و روز بعد عدد کل تایید یا تعدیلش میکند.
نیمی از حرکت پیش از عدد کل رخ میدهدتورم منطقه یورو با شاخصی به نام Harmonised Index of Consumer Prices سنجیده میشود، یعنی شاخص هماهنگشده قیمت مصرفکننده. یوروستات، اداره آمار اتحادیه اروپا، برآورد اولیهاش را پایان هر ماه منتشر میکند و رقم نهایی حدود دو هفته بعد میآید.
واژه هماهنگشده کلید فهم این شاخص است. بیست کشور عضو منطقه یورو هر کدام آمار ملی خودشان را دارند، ولی روشهایشان متفاوت است. برای اینکه بشود اعدادشان را با هم جمع زد و یک تورم واحد برای کل منطقه ساخت، همه ملزماند یک روش مشترک را هم اجرا کنند. خروجی همان روش مشترک، همین شاخص است.

اهمیت این عدد از ماموریت بانک مرکزی اروپا میآید. آن نهاد برخلاف فدرال رزرو فقط یک وظیفه رسمی دارد: ثبات قیمتها با هدف تورم دو درصد. یعنی این شاخص تقریبا تنها ورودی تصمیمهای نرخ بهره یورو است و همین وزنش را از داده مشابه در آمریکا بیشتر میکند.

در آمریکا یک اداره آمار مرکزی وجود دارد و یک عدد منتشر میشود. در اروپا ماجرا پلهای است و همین برای معاملهگر اهمیت عملی دارد.
کشورهای بزرگ عضو، یعنی آلمان و فرانسه و اسپانیا و ایتالیا، هر کدام تورم خودشان را چند روز پیش از عدد کل منتشر میکنند. آلمان و اسپانیا معمولا زودتر از همه هستند و چون آلمان بزرگترین اقتصاد منطقه است، رقمش وزن بالایی در عدد نهایی دارد.
یوروستات بعد ارقام ملی را با وزن اقتصادی هر کشور جمع میزند و برآورد اولیه منطقه را میدهد. تا آن لحظه بازار از روی همان ارقام ملی حدسش را زده و بخشی از حرکت رخ داده است.
نتیجه عملی: روز انتشار تورم آلمان گاهی از روز انتشار عدد کل پرنوسانتر است. اگر جفتارزهای اروپایی معامله میکنید، تاریخ ارقام ملی را هم در تقویم علامت بزنید و نه فقط عدد نهایی را.

همه سبد مصرفی را میگیرد، از جمله انرژی و خوراک. در اروپا این نسخه از آمریکا پرنوسانتر است، چون قاره واردکننده خالص انرژی است و قیمت گاز و برق سابقه جهشهای شدید دارد.
انرژی، خوراک، الکل و دخانیات را کنار میگذارد. سنجه روند زیربنایی است و همان چیزی که بانک مرکزی اروپا با آن تصمیم میگیرد.
زیرمجموعهای از هسته که به دستمزد وابسته است: رستوران، بیمه، درمان، حمل و نقل. سرسختترین بخش تورم است، چون دستمزد کندتر از هر چیز دیگری تغییر میکند. در سالهای اخیر همین سطر کلیدیترین بخش گزارش بوده.
وقتی تورم کل پایین بیاید ولی خدمات سرسخت بماند، بازار به سطر سوم وزن میدهد و نتیجه میگیرد که کاهش تورم فقط از ارزان شدن انرژی آمده و فشار زیربنایی سر جایش است.

عدد تورم منطقه یورو منتشر میشود و بازار برآورد اولیه را با پیشبینی تحلیلگران میسنجد. چون بانک مرکزی اروپا ماموریت تکهدفی دارد، تورم تقریبا تنها ورودی تصمیمش است. بازده اوراق دولتی آلمان، که مرجع بازار بدهی اروپاست، سریعترین واکنش را نشان میدهد. و در انتها فاصله نرخ بهره یورو با نرخ دلار، جهت جفتارزها را میسازد.
یک نکته که باید همیشه در نظر داشت: یورو را نمیشود بدون طرف مقابلش خواند. اگر تورم اروپا بالا بیاید ولی همزمان بازار انتظار سختگیری بیشتری از فدرال رزرو داشته باشد، یورو میتواند با وجود خبر خوب تضعیف شود. برای دیدن قدرت خالص یورو، جفتارز یورو به پوند یا یورو به فرانک را هم نگاه کنید.
اثر روی طلا غیرمستقیم است. یورو حدود ۵۷ درصد وزن شاخص دلار را میسازد، پس یک حرکت بزرگ در یورو تقریبا مستقیم شاخص دلار را جابهجا میکند و از آنجا روی طلا مینشیند.
سه تفاوت باعث میشود تورم منطقه یورو و شاخص آمریکا رفتار متفاوتی داشته باشند.
اروپا واردکننده خالص انرژی است و آمریکا تولیدکننده بزرگ. وقتی قیمت جهانی گاز بالا میرود، اقتصاد اروپا هزینهاش را میدهد و اقتصاد آمریکا بخشی از آن را بهعنوان درآمد صادراتی میگیرد. برای همین شوکهای انرژی در تورم اروپا اثر بزرگتری میگذارند.
در شاخص آمریکا مسکن حدود یک سوم سبد است، ولی در شاخص هماهنگشده اروپا سهم مسکن مالکان بسیار کمتر است و بخش بزرگی از هزینه سکونت اصلا شمرده نمیشود. همین تفاوت باعث میشود چرخه مسکن در تورم اروپا کمتر دیده شود.
عدد کل میانگین بیست اقتصاد متفاوت است. ممکن است تورم در یک کشور بسیار بالا و در کشور دیگری نزدیک صفر باشد و میانگین، عددی متعادل نشان بدهد که وضعیت هیچکدام را توصیف نمیکند. بانک مرکزی اروپا با همین چالش روبهروست: یک نرخ برای بیست وضعیت متفاوت.
در پوشش خبری تورم منطقه یورو عبارتی هست که بدون توضیح گنگ میماند: اثر پایه. فهمیدنش یکی از سریعترین راههای حرفهایتر خواندن این گزارش است.
عدد سالانه تورم، قیمت امروز را با قیمت دوازده ماه پیش میسنجد. یعنی رقم این ماه به دو چیز بستگی دارد: به آنچه امسال رخ داده، و به آنچه پارسال رخ داده بود. اگر دوازده ماه پیش یک جهش بزرگ ثبت شده باشد، امسال همان جهش از پایه محاسبه بیرون میرود و عدد سالانه بهتنهایی و بدون هیچ اتفاق تازهای پایین میآید.
در اروپا این پدیده در سالهای اخیر بسیار پررنگ بود. جهش قیمت انرژی که یک سال تورم را بالا برد، سال بعد از پایه خارج شد و افت سریع عدد سالانه را ساخت، بیآنکه فشار قیمتی واقعا از بین رفته باشد.
راه عبور از این تله ساده است: کنار عدد سالانه، رقم ماهانه و میانگین سه ماهه سالانهشده را هم نگاه کنید. آن دو، تصویر لحظهای فشار قیمت را میدهند و به گذشته وابسته نیستند.
گاهی تورم منطقه یورو به هدف نزدیک میشود و بانک مرکزی همچنان محتاط میماند، یا برعکس. سه دلیل پشت این فاصله هست.
تغییر نرخ بهره چند فصل طول میکشد تا به اقتصاد واقعی برسد. بانک مرکزی ناچار است بر پایه پیشبینی تصمیم بگیرد و نه بر پایه عدد امروز. برای همین گاهی میگوید تورم فعلی رضایتبخش است ولی مسیر آینده نگرانکننده.
اگر مردم و بنگاهها باور کنند تورم بالا میماند، در قراردادهای دستمزد و قیمتگذاری همان را لحاظ میکنند و تورم خودش را تثبیت میکند. بانک مرکزی نظرسنجیهای انتظارات را جدا دنبال میکند و گاهی بهخاطر آنها سختگیر میماند.
وقتی میانگین منطقه به هدف رسیده ولی چند کشور عضو هنوز تورم بالایی دارند، تصمیمگیری سخت میشود. یک نرخ برای بیست وضعیت متفاوت، همیشه یعنی مصالحه.
نکته چهارمی هم هست که کمتر گفته میشود: نرخ ارز خودش روی تورم اثر میگذارد. یورو ضعیفتر یعنی واردات گرانتر، و چون اروپا واردکننده انرژی و بسیاری از کالاهاست، تضعیف ارز میتواند تورم منطقه یورو را بالا ببرد. یک حلقه بازخوردی شکل میگیرد که بانک مرکزی ناچار است در تصمیمش لحاظ کند، حتی وقتی رسما هدفی برای نرخ ارز ندارد.

در نیمه دوم دهه ۲۰۱۰، تورم منطقه یورو سالها زیر هدف ماند و گاهی حتی منفی شد. نگرانی اصلی سیاستگذاران آن روزها کم بودن تورم بود و نه زیاد بودنش. همین دوره بود که نرخ سپرده منفی و برنامه گسترده خرید اوراق شکل گرفتند.
با بحران انرژی اروپا، قیمت گاز و برق جهش کرد و تورم به سرعتی که سابقه نداشت بالا رفت. دوران طولانی تورم پایین در چند ماه تمام شد.
تورم منطقه یورو به بالاترین رقم تاریخ خودش رسید. بانک مرکزی اروپا که تا چند ماه قبل نرخ منفی داشت، وارد سریعترین چرخه افزایش نرخ عمرش شد.
با ارزان شدن انرژی، تورم کل ماه به ماه پایین آمد. ولی تورم خدمات سرسخت ماند و همین باعث شد بانک مرکزی با وجود بهبود عدد تیتر، لحن سختگیرانهاش را حفظ کند. بهترین نمونه برای اهمیت خواندن سطر خدمات.
تورم به محدوده هدف نزدیک شد و راه کاهش نرخ باز شد. بانک مرکزی اروپا حتی پیش از فدرال رزرو شروع به کاهش کرد، اتفاقی که در سالهای گذشته کمسابقه بود.
هر ماه همان الگو تکرار میشود: آلمان و اسپانیا زودتر منتشر میکنند، بازار واکنش نشان میدهد، و روز بعد عدد کل تایید یا تعدیلش میکند. معاملهگری که فقط تاریخ عدد کل را میداند، نیمی از حرکت را از دست میدهد.

در دقایق پیش از انتشار تورم منطقه یورو، حجم روی جفتارزهای اروپایی کم میشود. در لحظه انتشار اسپرد چند برابر میشود و قیمت در هر دو جهت شلاق میخورد.
تفاوت این گزارش با گزارش تورم آمریکا در دامنه است. چون ارقام ملی زودتر آمدهاند و بازار حدسش را زده، حرکت روز انتشار عدد کل معمولا کوچکتر است. استثنا وقتی رخ میدهد که عدد کل با آنچه از ارقام ملی برآورد شده بود فاصله بگیرد، و آن وقت واکنش سنگین میشود.
نکته زمانی هم دارد: این داده صبح به وقت اروپا منتشر میشود و با سشن لندن همپوشانی دارد، یعنی نقدشوندگی بالاست ولی سشن آمریکا هنوز باز نشده. روند شکلگرفته میتواند با باز شدن نیویورک تغییر کند.

یک نکته تقویمی: ارقام ملی آلمان و اسپانیا را جدا در تقویم علامت بزنید. آن روزها هم برای یورو پرنوسان هستند و اگر ندانیدشان، حرکتهای بهظاهر بیدلیل میبینید. راهنمای کاملتر را در درس معامله در زمان اخبار نوشتهایم.
| داده | تناوب | جایگاه | میزان تاثیر |
|---|---|---|---|
| تورم منطقه یورو | ماهانه، دو نوبت | تنها ورودی اصلی تصمیم نرخ بهره | زیاد |
| نشست بانک مرکزی اروپا | هشت بار در سال | خود تصمیم و مسیر آینده | بسیار زیاد |
| شاخص PMI منطقه یورو | ماهانه | نخستین تصویر از وضعیت تولید و خدمات | متوسط |
| شاخص Ifo آلمان | ماهانه | نظرسنجی بنگاههای بزرگترین اقتصاد منطقه | کم |
ساعت دقیق همه این دادهها را در تقویم اقتصادی ببینید و صفحه هر کدام را در فهرست اخبار و گزارشهای مهم بازار جمع کردهایم.
تورم منطقه یورو تنها ورودی جدی تصمیم نرخ بهره یورو است و همین وزنش را بالا میبرد. ارقام ملی را پیش از عدد کل دنبال کنید، تورم خدمات را جدا بخوانید، و یورو را همیشه در کنار مسیر نرخ دلار بسنجید. داده رسمی روی سایت یوروستات منتشر میشود.
برآورد اولیه پایان هر ماه و حدود ساعت ۱۲:۳۰ به وقت تهران در ماههای تابستان. رقم نهایی حدود دو هفته بعد میآید و معمولا حرکت کمی میسازد، چون برآورد اولیه را تایید میکند.
یعنی همه کشورهای عضو یک روش محاسبه مشترک را اجرا میکنند تا اعدادشان قابل جمع باشد و بشود یک تورم واحد برای کل منطقه ساخت. هر کشور آمار ملی خودش را هم جدا دارد.
چون آلمان بزرگترین اقتصاد منطقه است و بیشترین وزن را در عدد کل دارد، و چون رقمش چند روز زودتر منتشر میشود. بازار از روی آن، عدد کل را حدس میزند.
چون به دستمزد وابسته است و دستمزد کندتر از هر چیز دیگری تغییر میکند. اگر این سطر پایین نیاید، بانک مرکزی نتیجه میگیرد فشار تورمی زیربنایی هنوز سر جایش است.
خیر. آنچه اهمیت دارد فاصله نرخ یورو با نرخ دلار است. اگر همزمان انتظار سختگیری بیشتری از فدرال رزرو شکل بگیرد، یورو میتواند با وجود تورم بالاتر تضعیف شود.
چون اروپا واردکننده خالص انرژی است. گران شدن گاز برای این قاره هزینه است، در حالی که برای آمریکا که تولیدکننده بزرگی است، بخشی از آن به درآمد صادراتی تبدیل میشود.