با قیمت ورود و خروج و حجم، نتیجهی معامله را پیش از باز کردنش ببینید
برای جفتارزهایی که مظنهشان دلار است (مثل EUR/USD) عدد آخر ۱ میماند. برای طلا اندازهی قرارداد ۱۰۰ و اندازهی پیپ ۰٫۰۱ است.
محاسبه سود و زیان پیش از باز کردن معامله به شما میگوید اگر قیمت به هدف رسید چقدر میبرید و اگر به حد ضرر خورد چقدر میبازید. همین دو عدد کنار هم، نسبت ریسک به بازده را میسازند و مشخص میکنند که آن معامله اصلاً ارزش باز کردن دارد یا نه.


فرمول ساده است: اختلاف قیمت ورود و خروج، ضرب در اندازهی قرارداد، ضرب در حجم. برای خرید، خروج منهای ورود؛ برای فروش، ورود منهای خروج. نتیجه به ارز مظنه در میآید و اگر آن ارز دلار نباشد، باید با نرخ روز تبدیل شود.


مثال: خرید EUR/USD در ۱٫۱۰۰۰ و خروج در ۱٫۱۰۵۰ با یک لات استاندارد. اختلاف پنجاه پیپ است، یعنی ۰٫۰۰۵۰. ضرب در صد هزار میشود پانصد دلار. چون ارز مظنه دلار است، همان پانصد دلار سود خالص معامله است.
عددی که از فرمول بالا در میآید نتیجهی خام است. سه هزینه در عمل از آن کم میشود:

برای معاملههای کوتاه، اسپرد و کمیسیون مهمترند. برای پوزیشنهای بلندمدت، سواپ گاهی از خود حرکت قیمت هم بیشتر اثر میگذارد.
محاسبه سود و زیان وقتی بیشترین ارزش را دارد که آن را دو بار انجام بدهید: یکبار با قیمت هدف و یکبار با قیمت حد ضرر. حاصل تقسیم این دو، نسبت ریسک به بازده است.

| نسبت | حداقل نرخ برد لازم | وضعیت |
|---|---|---|
| ۱ به ۱ | بیش از ۵۰٪ | سخت |
| ۲ به ۱ | بیش از ۳۳٪ | متعارف |
| ۳ به ۱ | بیش از ۲۵٪ | راحتتر |
جدول نشان میدهد چرا حرفهایها روی نسبت تاکید میکنند. با نسبت سه به یک، حتی اگر سه معامله از چهار معامله را ببازید، هنوز سر به سر یا در سود هستید. این اعداد حداقلاند و هزینههای معامله را حساب نکردهاند، پس در عمل کمی بالاتر لازم دارید.

تا وقتی پوزیشن باز است، عددی که در پلتفرم میبینید شناور است و با هر تیک عوض میشود. آنچه در تاریخچهی حساب مینشیند سود یا زیان تحققیافته است، یعنی بعد از بسته شدن.
این تفاوت فقط لفظی نیست. سود شناور بخشی از توان معاملاتی شما را میسازد و اگر بازار برگردد از بین میرود. برای همین بعضی معاملهگران وقتی معامله به نسبت مشخصی میرسد، حد ضرر را به نقطهی ورود میآورند تا آن سود شناور دستکم به صفر قفل شود.
خرید XAU/USD در ۲٬۴۰۰ دلار با حجم ده صدم لات و خروج در ۲٬۴۱۵ دلار. اندازهی قرارداد طلا صد اونس است، پس محاسبه سود و زیان اینطور میشود: اختلاف پانزده دلار، ضرب در صد اونس، ضرب در ده صدم لات، یعنی صد و پنجاه دلار سود خام.

حالا همان معامله را در جهت اشتباه تصور کنید. اگر بهجای هدف، قیمت تا ۲٬۳۹۰ پایین میرفت، ضرر شما صد دلار میشد. نسبت این دو، یک و نیم به یک است؛ نسبتی که خیلی از معاملهگران آن را کف قابل قبول میدانند.
وقتی معامله باز است، اعداد روی صفحه مدام تکان میخورند و تصمیمگیری سخت میشود. اگر پیش از ورود بدانید سود هدف چقدر است و ضرر احتمالی چقدر، دیگر لازم نیست وسط کار حساب کنید و میتوانید به برنامه پایبند بمانید.

فایدهی دوم فیلتر کردن است. خیلی از ستاپهایی که روی نمودار جذاب به نظر میرسند، وقتی محاسبه سود و زیان رویشان انجام میشود نسبت ضعیفی میدهند و همانجا کنار گذاشته میشوند. این کار چند دقیقه وقت میگیرد و جلوی معاملههای بیارزش را میگیرد.

تعریف نسبت ریسک به بازده را در Investopedia هم میتوانید ببینید.
معمولاً به خاطر اسپرد و کمیسیون که در محاسبهی خام نیستند، یا اندازهی قراردادی که بروکر شما برای آن نماد تعریف کرده. مشخصات نماد را در پلتفرم چک کنید.
اندازهی قرارداد صد و اندازهی پیپ یک صدم. با این دو، هر حرکت یک دلاری در قیمت اونس برای یک لات صد دلار میشود.
خیر. تا وقتی پوزیشن بسته نشده، آن مبلغ فقط روی کاغذ است و بخشی از موجودی قابل برداشت نیست. بعضی بروکرها اجازه میدهند با آن حجم بیشتری بگیرید، ولی این کار ریسک کل حساب را بالا میبرد.
نتیجهی حرکت قیمت دقیق است، ولی باید سواپ هر شب را جداگانه اضافه یا کم کنید. برای پوزیشنهای بلند، سواپ را از جدول مشخصات نماد بردارید و در تعداد شبها ضرب کنید.
فرمول یکی است. تفاوت در این است که سود شناور با هر تیک قیمت عوض میشود و تا وقتی پوزیشن بسته نشود روی موجودی نمینشیند.
نتیجه را باید با نرخ روز به ارز حساب تبدیل کنید. بیشتر پلتفرمها این تبدیل را خودشان انجام میدهند و همان عدد نهایی را نشان میدهند.