با درصد ریسکی که پذیرفتهاید و فاصلهی حد ضرر، حجم درست پوزیشن را حساب کنید
محاسبه حجم معامله یعنی پیش از باز کردن پوزیشن مشخص کنید چند لات بگیرید تا اگر حد ضرر خورد، دقیقاً همان مبلغی را از دست بدهید که از قبل پذیرفتهاید. این تنها جایی است که معاملهگر واقعاً بر ضررش کنترل دارد، چون جهت بازار دست کسی نیست ولی اندازهی پوزیشن کاملاً دست خود شماست.


سه ورودی لازم است و یک تقسیم ساده:


مثال عددی: حساب هزار دلاری، ریسک یک درصد، حد ضرر بیست پیپ، و ارزش هر پیپ برای یک لات ده دلار. مبلغ ریسک میشود ده دلار، ریسک هر لات میشود دویست دلار، و حجم میشود پنج صدم لات. با همین حجم اگر حد ضرر بخورد دقیقاً ده دلار از دست میدهید.
قاعدهی رایج بین معاملهگران حرفهای یک تا دو درصد در هر معامله است. دلیلش ریاضی است: با ریسک یک درصد، ده ضرر پشت سر هم حدود ده درصد از حساب کم میکند و حساب زنده میماند. با ریسک ده درصد، همان ده ضرر چیزی از حساب باقی نمیگذارد.

نکتهای که کمتر گفته میشود این است که درصد ریسک باید ثابت بماند. بالا بردن ریسک بعد از چند ضرر برای جبران، سریعترین راه از دست دادن حساب است.


گاهی نتیجهی محاسبه حجم معامله از حداقل حجم بروکر کمتر در میآید. این یک هشدار است، نه یک مانع فنی. یعنی با موجودی فعلی و این فاصلهی حد ضرر، معامله برای حساب شما بزرگ است. سه راه دارید: حد ضرر نزدیکتری پیدا کنید که هنوز از نظر ساختاری معتبر باشد، سراغ نمادی با ارزش پیپ کمتر بروید، یا از آن معامله بگذرید.
گذشتن از معامله گزینهی واقعی است. بازار هر روز فرصت میسازد و اجبار به ورود، خودش یک خطاست.
اندازهی قرارداد یک لات در حساب استاندارد صد هزار واحد است. در حساب مینی ده هزار و در حساب میکرو هزار واحد. همین عدد است که ارزش هر پیپ را میسازد، پس محاسبه حجم معامله در هر سه نوع حساب یک فرمول دارد و فقط ورودی ارزش پیپ عوض میشود.

برای حسابهای کوچک، میکرو انتخاب منطقیتری است. با قرارداد هزار واحدی ارزش هر پیپ حدود یک دهم دلار میشود و میتوانید حد ضرر منطقی بگذارید بدون اینکه حجم از حداقل بروکر پایینتر برود. حساب سنت هم همین کار را میکند و برای تمرین با پول واقعی کم مناسب است.
حجم درست، سود شما را تضمین نمیکند. کاری که میکند این است که ضرر را قابل تحمل نگه میدارد تا نسبت ریسک به بازده فرصت کند خودش را نشان بدهد. اگر در بلندمدت نسبت دو به یک بگیرید و در چهل درصد معاملهها به هدف برسید، حساب رشد میکند. ولی همین ترکیب با حجم بیقاعده میتواند وسط راه حساب را صفر کند و به آن بلندمدت هرگز نرسید.
به همین دلیل محاسبه حجم معامله مقدم بر پیدا کردن نقطهی ورود است. اول تعیین کنید چقدر حاضرید ببازید، بعد سراغ نمودار بروید.
با حساب هزار دلاری و ریسک یک درصد، یعنی ده دلار در هر معامله، حجم برای فاصلههای مختلف حد ضرر روی یک جفتارز دلاری اینطور در میآید:

| فاصله حد ضرر | ریسک هر لات | حجم |
|---|---|---|
| ۱۰ پیپ | ۱۰۰ دلار | ۰٫۱۰ لات |
| ۲۰ پیپ | ۲۰۰ دلار | ۰٫۰۵ لات |
| ۵۰ پیپ | ۵۰۰ دلار | ۰٫۰۲ لات |
| ۱۰۰ پیپ | ۱۰۰۰ دلار | ۰٫۰۱ لات |
الگو روشن است: هرچه حد ضرر دورتر باشد، حجم کوچکتر میشود تا مبلغ ریسک ثابت بماند. کسی که حد ضرر را دور میگذارد و حجم را هم بزرگ نگه میدارد، در واقع درصد ریسکش را چند برابر کرده است بدون اینکه تصمیم آگاهانهای گرفته باشد.
نکتهی آخر اینکه این محاسبه را پیش از ورود انجام بدهید، نه بعد از باز شدن پوزیشن. تغییر حجم وسط معامله معمولاً واکنش احساسی به حرکت قیمت است و همان چیزی است که مدیریت ریسک قرار بود جلویش را بگیرد.

برای شناخت عمیقتر مفهوم اندازهی پوزیشن، توضیح Investopedia و راهنمای BabyPips هم مرجعهای خوبی هستند.
بله، فرمول یکی است. فقط ارزش هر پیپ فرق میکند: قرارداد استاندارد طلا صد اونس است و هر حرکت یک صدم دلاری برای یک لات، یک دلار میشود.
ریسک کل را در نظر بگیرید. اگر سه پوزیشن باز هرکدام یک درصد ریسک دارند، در عمل سه درصد حساب در معرض است، مخصوصاً وقتی نمادها به هم وابستهاند.
از موجودی جاری. اینطور بعد از ضرر، حجمها هم کوچکتر میشوند و افت حساب کند میشود.
بعد. فاصلهی حد ضرر یکی از سه ورودی این محاسبه است، پس اول جای منطقی حد ضرر را روی نمودار پیدا کنید و بعد حجم را حساب کنید.
باز هم رو به پایین گرد کنید. اختلاف چند هزارم لات روی یک معامله ناچیز است ولی در بلندمدت به نفع شما تمام میشود.
بله. فقط توجه کنید موجودی و ارزش پیپ هر دو به سنت هستند، پس هر دو ورودی را با یک واحد وارد کنید.