سطحهای حمایت و مقاومت روز را از سقف و کف و بستهی دیروز بسازید
سه عدد را از کندل روز قبل بردارید. برای پیوت هفتگی از کندل هفتهی قبل و برای ماهانه از کندل ماه قبل استفاده کنید.
پیوت پوینت یک سطح آماده است که از سقف و کف و قیمت بستهشدن روز قبل ساخته میشود و همراهش سه حمایت و سه مقاومت برای روز جاری به دست میآید. مزیتش این است که محاسبهاش قطعی است و همه به یک عدد میرسند، پس تعداد زیادی معاملهگر همان سطحها را روی نمودار میبینند.


نقطهی مرکزی از میانگین سه عدد به دست میآید: سقف، کف و قیمت بستهشدن روز قبل، تقسیم بر سه. بقیهی سطحها از همین نقطه و دامنهی روز قبل ساخته میشوند:


در این نسخه نقطهی مرکزی همان است و فقط فاصلهی سطحها با ضریبهای فیبوناچی ساخته میشود: ۰٫۳۸۲ و ۰٫۶۱۸ و ۱٫۰۰۰ از دامنهی روز قبل. نتیجه معمولاً سطحهای نزدیکتری به قیمت میدهد و برای بازارهای کمنوسان مناسبتر است.

کدام بهتر است؟ هیچکدام ذاتاً برتر نیست. کلاسیک قدیمیتر و رایجتر است و همین باعث میشود چشمهای بیشتری روی سطحهایش باشد. اگر تازه شروع کردهاید، با کلاسیک بمانید.
سه برداشت رایج از این سطحها وجود دارد:

نکتهی مهم این است که پیوت پوینت سیگنال ورود نمیدهد. یک نقشهی سطح است، نه یک استراتژی کامل. ورود باید از تاییدیهی پرایس اکشن روی همان سطح بیاید.
| افق معامله | کندل مبنا | اعتبار سطحها |
|---|---|---|
| روزانه | کندل روز قبل | همان روز |
| سویینگ | کندل هفتهی قبل | همان هفته |
| بلندمدت | کندل ماه قبل | همان ماه |
یک نکتهی عملی برای بازار فارکس: چون این بازار ساعت مشخصی برای بسته شدن ندارد، سطحها به منطقهی زمانی سرور بروکر شما بستگی دارند. دو بروکر با ساعت بستهشدن متفاوت، پیوت پوینت کمی متفاوتی میدهند. برای همین همیشه از دادهی همان پلتفرمی استفاده کنید که در آن معامله میکنید.


دلیلش پیشگویی نیست، هماهنگی است. چون فرمول ثابت و عمومی است، بخش بزرگی از معاملهگران روزانه دقیقاً همین اعداد را روی نمودار دارند. وقتی گروه بزرگی به یک سطح مشترک واکنش نشان میدهند، خود آن واکنش سطح را معنادار میکند.
به همین دلیل پیوت پوینت در بازارهای پرنقدینگی مثل جفتارزهای اصلی و طلا بهتر جواب میدهد تا در نمادهای کمحجم که مشارکتکنندهی کمتری دارند.
فرض کنید EUR/USD دیروز سقف ۱٫۱۰۸۰، کف ۱٫۰۹۶۰ و بستهشدن ۱٫۱۰۴۰ داشته است. دامنهی روز صد و بیست پیپ بوده. نقطهی مرکزی از میانگین این سه عدد حدود ۱٫۱۰۲۷ در میآید.

با فرمول کلاسیک، مقاومت اول حدود ۱٫۱۰۹۴ و حمایت اول حدود ۱٫۰۹۷۴ میشود. مقاومت دوم به ۱٫۱۱۴۷ و حمایت دوم به ۱٫۰۹۰۷ میرسد. یعنی اگر قیمت امروز بالای ۱٫۱۰۲۷ باز شود، سوگیری روز صعودی خوانده میشود و اولین هدف منطقی حوالی ۱٫۱۰۹۴ است.
حالا همین اعداد را با روش فیبوناچی بسازید. سطحها نزدیکتر در میآیند، چون بهجای دو برابر کردن، ضریبهای ۰٫۳۸۲ و ۰٫۶۱۸ روی دامنه اعمال میشوند. مقایسهی این دو نسخه کنار هم به شما میگوید کدام سطحها در هر دو روش تقریباً یکجا میافتند؛ همانها معمولاً معتبرترند.
پیوت پوینت وقتی بیشترین ارزش را دارد که تنها استفاده نشود. سه ترکیب رایج و کارآمد وجود دارد.
اول با ساختار بازار: اگر یک سطح مقاومت پیوت دقیقاً روی سقف قبلی نمودار بیفتد، آن ناحیه دو دلیل مستقل برای واکنش دارد. دوم با حجم و نقدینگی: سطحهایی که در ساعتهای شلوغ بازار لمس میشوند واکنش تمیزتری میدهند تا سطحهایی که در ساعتهای خلوت آسیایی زده میشوند. سوم با تقویم اقتصادی: در روزهای انتشار خبرهای مهم، دامنهی روز میتواند چند برابر عادی شود و سطحهای سوم که معمولاً دور به نظر میرسند به بازی میآیند.

تعریف استاندارد این ابزار را در Investopedia هم میتوانید ببینید.
بله. طلا نقدینگی بالایی دارد و سطحهایش معمولاً واکنش خوبی نشان میدهند. فقط دقت کنید سقف و کف را از همان پلتفرم معاملاتی خودتان بردارید.
بله. سطحها برای یک روز معتبرند و با بسته شدن کندل روزانه باید از نو ساخته شوند.
در روزهای کمنوسان، دامنهی روز قبل کوچک است و سطحها به هم نزدیک میشوند. در چنین روزهایی سطحهای دوم و سوم عملاً بیاستفاده میمانند و بهتر است فقط نقطهی مرکزی و سطح اول را در نظر بگیرید.
کلاسیک رایجتر است و همین مزیتش است. فیبوناچی سطحهای نزدیکتری میدهد که برای روزهای آرام مناسبتر است. هر دو را در این ابزار میتوانید بسازید و مقایسه کنید.
حمایت و مقاومت را هر معاملهگر با چشم خودش رسم میکند، ولی پیوت پوینت فرمول قطعی دارد و همه به یک عدد میرسند.