سقوط به کمترین رقم تاریخ این شاخص
کارخانههای چین تقریبا کاملا متوقف شدند و شاخص به عددی رسید که سابقه نداشت. هیچ داده رسمی دیگری در آن مقطع ابعاد ماجرا را نشان نمیداد و همین ارزش پیشنگر این شاخص را ثابت کرد.
توقف کامل کارخانههانبض کارخانههای چین و نخستین سیگنال ماهانه برای تقاضای نفت و مس
کارخانههای چین تقریبا کاملا متوقف شدند و شاخص به عددی رسید که سابقه نداشت. هیچ داده رسمی دیگری در آن مقطع ابعاد ماجرا را نشان نمیداد و همین ارزش پیشنگر این شاخص را ثابت کرد.
توقف کامل کارخانههابا بازگشت کارگران به خطوط تولید، شاخص در یک ماه از کف تاریخی به بالای مرز پنجاه برگشت. قیمت مس و سنگ آهن همزمان مسیر صعودی گرفت.
بازگشت شتابان تولیدمحدودیت مصرف برق در چند استان صنعتی، خطوط تولید را متوقف کرد. شاخص زیر مرز پنجاه رفت و بازار جهانی نخستین نشانههای اختلال عرضه را دید.
توقف موقت خطوط تولیدمحدودیتهای گسترده، فعالیت کارخانهها را ماهها زیر مرز رشد نگه داشت. قیمت جهانی کالاها زیر فشار رفت و ارزهای کالایی تضعیف شدند.
قیمت کالاها زیر فشارچند بار نسخه رسمی بالای پنجاه بود و نسخه خصوصی زیر آن. تعبیرش این بود که پروژههای دولتی فعالاند ولی بخش خصوصی صادراتمحور زیر فشار است.
دو وضعیت متفاوت در یک اقتصادچون این زودترین داده ماهانه چین است، معاملهگران بازار فلزات بلافاصله موقعیتشان را تنظیم میکنند. واکنش این بازارها اغلب سریعتر از بازار ارز است.
زودترین سیگنال تقاضای کالاشاخص PMI چین نتیجه نظرسنجی ماهانهای است که از مدیران خرید کارخانههای چینی پرسیده میشود. حرفهای PMI کوتاهشده Purchasing Managers Index است، یعنی شاخص مدیران خرید.
مدیر خرید کسی است که تصمیم میگیرد کارخانه چه مقدار مواد اولیه و قطعه سفارش بدهد. این افراد پیش از هر کس دیگری متوجه میشوند سفارشها زیاد یا کم شدهاند، پس پرسیدن از آنها تصویری زودهنگام از اقتصاد میدهد.

اهمیت ویژه این داده در زمان انتشارش است. زودترین داده ماهانه چین محسوب میشود و پیش از ارقام تولید صنعتی، خردهفروشی و تجارت خارجی بیرون میآید. یعنی نخستین سیگنال ماه از وضعیت کارخانههای چین.
چون چین بزرگترین خریدار مس، سنگ آهن و یکی از بزرگترین مصرفکنندگان نفت جهان است، این داده مستقیم به قیمت جهانی کالاها میرسد.

نکتهای که بسیاری از تازهکارها را سردرگم میکند، وجود دو نسخه از شاخص PMI چین است.
اداره ملی آمار چین آن را تهیه میکند و روز پایانی هر ماه منتشر میشود. نمونهاش بزرگ است و وزن بیشتری به بنگاههای بزرگ و شرکتهای دولتی میدهد.
یک رسانه اقتصادی چینی سفارشدهنده آن است و روز نخست ماه بعد منتشر میشود. نمونهاش کوچکتر است و بیشتر بنگاههای کوچک و متوسط و شرکتهای صادراتمحور مناطق ساحلی را میبیند.
پیامد این تفاوت مهم است. وقتی دو نسخه شاخص PMI چین پیام مخالف بدهند، این خودش یک اطلاعات است و نه یک خطای آماری. یعنی وضعیت بنگاههای بزرگ دولتی با وضعیت بنگاههای کوچک خصوصی فرق دارد.
حالت رایج این واگرایی چنین است: نسخه رسمی بالای پنجاه و نسخه خصوصی زیر آن. تعبیرش این است که پروژههای دولتی فعالاند ولی بخش خصوصی صادراتمحور زیر فشار است.
در شاخص PMI چین نیز مانند همه شاخصهای مدیران خرید، عدد پنجاه مرز میان گسترش و انقباض است.
بالای پنجاه یعنی شمار کارخانههایی که وضعیتشان نسبت به ماه گذشته بهتر شده، بیشتر از کارخانههایی است که بدتر شدهاند. پایین پنجاه یعنی عکس این وضعیت.
نکتهای که باید بدانید: این عدد شدت رشد را نمیگوید. اگر شاخص PMI چین از ۵۲ به ۵۱ برسد، فعالیت کارخانهها همچنان در حال گسترش است و فقط سرعت گسترش کمی کم شده.
در مورد چین یک ویژگی اضافی هم هست. نسخه رسمی سالهاست معمولا نزدیک مرز پنجاه نوسان میکند و کمتر از آن فاصله میگیرد. برای همین حتی تغییرات کوچک این عدد، برای بازار معنادار است.

نشان میدهد مشتریان خارجی چقدر سفارش دادهاند. این زیرشاخص برای تحلیل تجارت جهانی ارزشی فراتر از خود چین دارد، چون چین کارخانه جهان است. افت پیوسته آن یعنی تقاضای جهانی در حال کم شدن است.
پیشنگرترین جزء گزارش. سفارش امروز، تولید ماه آینده است. اگر عدد تیتر بالای پنجاه باشد ولی سفارشهای تازه زیر آن، یعنی رشد فعلی از محل سفارشهای قدیمی است و ماههای بعد کند خواهد شد.
هزینه مواد اولیه برای کارخانههای چینی را نشان میدهد. چون چین حجم عظیمی از مواد خام جهان را میخرد، بالا رفتن این زیرشاخص گاهی زودتر از دادههای رسمی، فشار تورمی جهانی را نشان میدهد.

مسیر اثرگذاری شاخص PMI چین چهار حلقه دارد:
حلقه چهارم برای معاملهگر ایرانی جالب است. دلار استرالیا ارز کشوری است که سنگ آهن و زغالسنگش عمدتا به چین میرود. داده ضعیف چین میتواند این ارز را تضعیف کند، حتی وقتی هیچ خبری از خود استرالیا نیامده باشد.
اثر روی طلا غیرمستقیمتر است. چین یکی از بزرگترین بازارهای مصرف طلای جهان است، پس اقتصاد ضعیفتر یعنی تقاضای جواهرات کمتر. همزمان نگرانی از رشد جهانی میتواند تقاضای دارایی امن را بالا ببرد. کدام اثر غالب شود به شدت خبر بستگی دارد.

در فوریه ۲۰۲۰ این شاخص به کمترین رقم تاریخ خود سقوط کرد. کارخانههای چین تقریبا کاملا متوقف شده بودند و هیچ داده رسمی دیگری هنوز ابعاد ماجرا را نشان نمیداد.
ماه بعد جهشی سریع به بالای مرز پنجاه رخ داد که نشان میداد تولید در حال بازگشت است. سالهای بعد اما با اختلال زنجیره تامین، کمبود برق و سپس محدودیتهای گسترده، شاخص بارها زیر پنجاه ماند. جزئیات این شش نکته را در کارتهای پایین همین صفحه آوردهایم.
یک تله تقویمی وجود دارد که هر سال تحلیلها را مختل میکند: تعطیلات سال نو چینی.
این تعطیلات چند هفته طول میکشد و تاریخش هر سال جابهجا میشود، چون بر پایه تقویم قمری تعیین میگردد. گاهی در ژانویه میافتد و گاهی در فوریه.
در آن دوره میلیونها کارگر به شهرهای خود برمیگردند و بخش بزرگی از کارخانهها تعطیل میشوند. نتیجهاش افت شدید فعالیت است که هیچ ربطی به وضعیت اقتصاد ندارد.
تعدیل فصلی بخشی از این اثر را حذف میکند، ولی چون تاریخ تعطیلات ثابت نیست، تعدیل هرگز کامل نمیشود. توصیه استاندارد تحلیلگران این است که ارقام ژانویه و فوریه شاخص PMI چین را با هم و بهصورت میانگین بخوانید و هیچکدام را جدا تفسیر نکنید.
در کنار نسخه تولیدی، شاخص مدیران خرید بخش خدمات هم منتشر میشود و بسیاری از معاملهگران آن را نادیده میگیرند.
سهم خدمات در اقتصاد چین طی سالهای اخیر بزرگتر شده و امروز بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی را میسازد. یعنی نگاه کردن فقط به کارخانهها، نیمی از تصویر را نشان میدهد.
در بسیاری از دورهها این دو شاخص جهت مخالف داشتهاند. کارخانهها زیر فشار تقاضای جهانی ضعیف بودهاند در حالی که بخش خدمات داخلی رشد کرده است. برای بازار کالا، نسخه تولیدی مهمتر است، ولی برای فهم سلامت کلی اقتصاد چین باید هر دو را دید.
شاخص ترکیبی هم منتشر میشود که میانگین وزنی این دو است. اگر میخواهید یک عدد را دنبال کنید، همان ترکیبی گویاترین است. با این حال برای تحلیل تقاضای مس و نفت، شاخص PMI چین در بخش تولید همچنان مرجع اصلی باقی میماند.
نظرسنجی مدیران خرید در همه اقتصادهای بزرگ اجرا میشود و مقایسهشان چند نکته دارد.
وزن جهانی. عدد چین برای بازار کالا مهمتر از عدد اروپا و آمریکاست، چون چین بزرگترین مصرفکننده مواد خام است. شاخص اروپا بیشتر بر یورو اثر میگذارد و کمتر بر قیمت کالا.
ساختار مالکیت. در چین سهم بزرگی از بنگاههای صنعتی دولتیاند و رفتارشان با منطق سود خالص تعیین نمیشود. یک کارخانه دولتی ممکن است با وجود تقاضای کم، تولید را ادامه بدهد. این ویژگی، خواندن داده چین را متفاوت میکند.
سیاستمحوری. فعالیت صنعتی چین به تصمیمهای دولتی حساس است. اعلام یک بسته زیرساختی میتواند ظرف چند ماه شاخص را بالا ببرد، مستقل از تقاضای جهانی.
ارتباط با تجارت جهانی. زیرشاخص سفارش صادراتی چین، سنجهای از تقاضای کل جهان است. هیچ کشور دیگری دادهای با این گستره ندارد.
خواندن حرفهای شاخص PMI چین چهار گام دارد.
گام اول، فاصله از مرز پنجاه. ببینید عدد بالای پنجاه است یا زیر آن، و چند ماه است در همان سمت مانده. یک ماه تکی معنای کمی دارد.
گام دوم، مقایسه دو نسخه. اگر رسمی و خصوصی یک پیام بدهند، اعتبار سیگنال بالاست. اگر واگرا باشند، بدانید کدام بخش اقتصاد ضعیف است.
گام سوم، سفارشهای تازه و صادراتی. این دو زیرشاخص جهت ماههای آینده را میگویند و از عدد تیتر پیشنگرترند.
گام چهارم، تقویم. ببینید ماه انتشار، ماه تعطیلات سال نو چینی هست یا نه. اگر باشد، عدد را با احتیاط بخوانید.
اگر هر چهار گام یک پیام بدهند، میتوانید با اطمینان بیشتری تصویر تقاضای جهانی کالا را بهروز کنید. اگر پیامها متناقض باشند، بهتر است منتظر داده تجارت خارجی بمانید که چند روز بعد منتشر میشود.

انتشار شاخص PMI چین حدود ۴:۳۰ صبح به وقت تهران انجام میشود، یعنی در ساعتهای اول آسیا. در آن ساعت بازار جهانی کمعمق است و حرکت اول میتواند اغراقآمیز باشد.
واکنش نخست معمولا در بازار کالا و ارزهای کالایی دیده میشود. سپس با باز شدن سشن اروپا، بازار تصویر کاملتری میسازد و حرکت تعدیل میشود.
داراییهایی که بیشترین حساسیت را نشان میدهند مس، سنگ آهن، نفت، دلار استرالیا و شاخصهای سهام آسیایی هستند. در اروپا هم سهام شرکتهای معدنی و خودروسازانی که سهم بزرگی از فروششان در چین است، واکنش نشان میدهند.

چون انتشار شاخص PMI چین پیش از شروع روز کاری ایران رخ میدهد، برنامهریزی باید از شب قبل انجام شود.
کوچک کردن پوزیشن از شب قبل. پوزیشنهای نفت، مس و ارزهای کالایی را شب قبل کم میکنید و حد ضرر واقعی روی پلتفرم ثبت میکنید. حد ضرر ذهنی در رویدادی که در خواب رخ میدهد کاربردی ندارد.
خواندن هر دو نسخه. نسخه رسمی و نسخه خصوصی دو روز پیاپی منتشر میشوند. کنار هم گذاشتنشان تصویر بنگاههای بزرگ و کوچک را همزمان میدهد.
تمرکز بر سفارش صادراتی. بهجای عدد تیتر، این زیرشاخص را میخوانید. برای سنجش وضعیت تجارت جهانی ارزشی فراتر از خود چین دارد و در تحلیل کلان به کار میآید.
روزهای انتشار داده تجارت خارجی چین و رقم فصلی رشد را هم در تقویم علامت بزنید. ارقام رسمی در صفحه انگلیسی اداره ملی آمار چین منتشر میشود و ساعت دقیق انتشار در تقویم اقتصادی میآید.
در کار با شاخص PMI چین سه اشتباه بارها تکرار میشود و هر سه برای معاملهگران هزینهساز بودهاند. هر سه هم ریشه یکسانی دارند: خواندن سطحی عدد تیتر بدون توجه به زمینهای که آن عدد در آن ساخته شده است.
خواندن فقط یک نسخه. کسی که فقط نسخه رسمی را میبیند، وضعیت بنگاههای کوچک صادراتمحور را از دست میدهد. همان بخشی که اغلب زودتر از بقیه، چرخش تقاضای جهانی را نشان میدهد.
تفسیر ماههای تعطیلات. ارقام ژانویه و فوریه به دلیل سال نو چینی قابل اتکا نیستند. هر سال تحلیلهایی منتشر میشود که این تله را نادیده میگیرند و نتیجهگیری اشتباه میکنند.
نادیده گرفتن نقش سیاست. فعالیت صنعتی چین به تصمیمهای دولتی بسیار حساس است. عددی که ضعیف در میآید ممکن است چند هفته بعد با اعلام یک بسته حمایتی کاملا برگردد. معاملهگری که فقط داده را میبیند و خبر سیاستی را دنبال نمیکند، غافلگیر میشود.
جهت تغییر فعالیت کارخانهها نسبت به ماه گذشته، بر پایه نظرسنجی ماهانه از مدیران خرید هزاران بنگاه تولیدی در سراسر چین.
حدود ۴:۳۰ صبح به وقت تهران. نسخه رسمی روز پایانی هر ماه و نسخه خصوصی روز نخست ماه بعد. یعنی دو رویداد پیاپی در دو روز متوالی.
نسخه رسمی وزن بیشتری به بنگاههای بزرگ و دولتی میدهد و نسخه خصوصی بیشتر بنگاههای کوچک و صادراتمحور را میبیند.
یعنی وضعیت بنگاههای بزرگ با وضعیت بنگاههای کوچک فرق دارد. این خودش یک اطلاعات است و نه یک خطای آماری، و برای تحلیل ساختار اقتصاد چین ارزش زیادی دارد.
به دلیل تعطیلات سال نو چینی که تاریخش هر سال جابهجا میشود. توصیه استاندارد این است که این دو ماه را بهصورت میانگین بخوانید.
نسخه خدمات بخش بزرگتری از اقتصاد چین را میسنجد، ولی برای بازار کالا نسخه تولیدی مهمتر است. شاخص ترکیبی که میانگین وزنی هر دو است، گویاترین عدد برای تصویر کلی اقتصاد است.
چون چین بزرگترین مصرفکننده مس، سنگ آهن و یکی از بزرگترین خریداران نفت جهان است. داده اروپا بیشتر بر یورو اثر میگذارد و کمتر بر قیمت جهانی کالا.
چون سنگ آهن و زغالسنگ استرالیا عمدتا به چین صادر میشود. داده ضعیف چین میتواند این ارز را تضعیف کند بدون هیچ خبری از خود استرالیا.